تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٦ - شرح آيات
آنها حقايق را مسخره كرده بودند و حقايق آنها را هلاك كرد، و امروز كه مستكبران با غرور قدرت در زمين خود سرى مىكنند،/ ١٤٩ و به دانشى كه نزد خود دارند دلخوشند، و بر دعوتهاى اصلاح كه حاملانش ياران رسالتاند راه مىبندند، و اعلام خطرهايى پى در پى را كه صاحبان رسالت به عمل مىآورند و ابلاغ مىكنند به مسخره مىگيرند كه سرانجام اين تمدّن بهتر از تمدّنهاى مادّى سابق نيست، و عاقبت نادانى و خودخواهى، و ستم و خوشگذرانى، و بى خبرى، و مستى مالدارى و غرور زورمندى و تمام صفات پستى كه در زمين پراكنده شده نيستى و نابودى است، يا به جنگى سوّم كه هيچ چيز را باقى و برپا نمىگذارد، يا به صاعقهاى كه منشأ آن برخورد ستارهاى به سياره ماست، يا زلزلهاى ويرانگر مانند آن كه بعضى دانشمندان براى غرب امريكا پيش بينى كردهاند يا امثال آن ...
وقتى تمام اين اعلام خطرها به هدر مىرود، براستى از سرنوشتى هراس آور مىترسيم و از خداى والاى قدرتمند درخواست مىكنيم كه بر بشريّت رحمت آرد و ما و جهان را به نور اسلام حقيقى راهنمايى كند.
[٨٤] آنان حقايق را مىدانند، ولى از سر غرور آنها را انكار مىكنند، از اين رو مىبينى وقتى عذاب خدا بر آنها نازل مىشود، به خدا ايمان مىآورند.
«فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ كَفَرْنا بِما كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ- و چون عذاب ما را ديدند، گفتند: به خداى يكتا ايمان آورديم و به آن چيزهايى كه شريك خدا قرار داده بوديم كافر شديم.» اعمّ از سلطان و دارايى و گمراهى.
براستى غرور آنها به توانمندى و توانگرى، و تعصّب و سرسختى آنان در گمراهيهايشان، تمام اينها در اين آيه شرك ناميده مىشود كه آنان سرانجام به آنها كفر پيدا مىكنند، امّا پس از فوت شدن فرصت.
[٨٥] كفر نسبت به اشباه و نظاير (مجعول براى خدا)، و رد كردن خدايان دروغين، لازم است كه پيش از نزول بلا باشد تا سودمند افتد، زيرا دنيا سراى آزمون است و زمان آزمون و امتحان با ديدن عذاب به پايان مىرسد.