تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٩ - زمينه كلى سوره
مانع از شتافتن به سوى ايمان است مانند اين توهّم كه خدا سخن پنهانى و سرّى و درگوشى آنها را نمىشنود چاره مىكند، و ما را يادآور مىشود كه خدا سخن آنها را مىشنود، و فرشتگان برگماشته بزرگوار هر چه را بگويند مىنويسند و ثبت مىكنند (٨٠).
(و به بررسى حالت شرك مىپردازد، آنجا كه انسان- به عادت- براى فرار از بار مسئوليت به سايه شرك پناه مىجويد) و مىگويد: پيامبر پسر خدا نيست بلكه از نخستين پرستندگان اوست.
(و پايه شرك را كه بر نادانى نسبت به عظمت خدا نهاده شده درهم مىشكند) و مىگويد: منزه است پروردگار آسمانها و زمين از اين كه چنان كه آنها توصيف مىكنند، پسرى داشته باشد. مگر نه اين كه او پروردگار عرش عظيم و صاحب تسلّط تامّ و تمام است، پس فرزند را براى چه مىخواهد؟!/ ٤٢٤ و به پيامبر (و پيروان رسالت) فرمان مىدهد كه آنها را رها كنند تا در گرداب باطلشان غوطه خورند و بى هدفى خرد پسندانه در زندگى خود به بازى و سرگرمى پردازند تا روز پاداشى كه به آنها وعده داده شد فرا رسد (و بدين سان به همه مشركان نسبت به خدا بيم مىدهد كه زندگى خود را بى هدفى درست بكلّى تباه و تهى مىكنند، هم چنان كه خردهاى خود را نيز از هر بينش و بصيرت حق تهى مىسازند)، و بيان مىكند كه خداى آسمان همان خداى زمين است و همو حكمران داناست (پس جدايى ميان دين و سياست، ميان جهان آفرينش و واقعيّت حكمرانى جايز نيست) (و چگونه در حالى كه تمامى خير نزد خداست ما دارايى و سلطه را به خدايى مىگيريم؟!) مگر نه اين كه او مالك آسمانها و زمين و هر چيزى است كه در ميان آن دو وجود دارد، و اوست كه بركت مىدهد (آيا شايسته نيست كه او را بپرستيم تا بركات خود را به ما ارزانى دارد؟) و علم روز قيامت نزد اوست) و از او نترسيم و پروا نكنيم؟) در حالى كه به سوى او بازگردانده مىشويم.
(امّا شريكانى (كه براى خدا تراشيده مىشوند) از مال و جاه و ... و ...
هيچ يك مهمترين چيزى را كه بشر بدان نياز دارد و همان رهايى از آتش است، در