تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٣٢
تقديس مىكرديد و تكبير مىگفتيد،/ ٥٣٣ آن گاه فرشتگان را در آغاز آنچه اراده كرد از نورهايى گوناگون آفريد، و ما بر شما مىگذشتيم و شما تسبيح مىكرديد و مىستوديد و تهليل و تكبير مىگفتيد و به تمجيد و تقديس مىپرداختيد، پس ما بر اثر تسبيح و ستايش و تهليل و تكبير و تقديس و تمجيد شما به تسبيح و تقديس و تمجيد و تكبير و تهليل مىپردازيم، و آنچه از جانب خدا نازل مىشود به سوى شماست، و آنچه به سوى خدا بالا مىرود (از دعا و عبادات و طاعات) از جانب شماست، پس چگونه شما را نشناسيم؟». [٩٧] در روايتى از مفضّل از ابى عبد اللَّه (ع) آمده است كه گفت: «اى مفضّل! آيا نمىدانى كه خداى تبارك و تعالى پيامبر خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) را مبعوث كرد در حالى كه او روحى است به سوى پيامبران (ع) و ايشان ارواحى هستند با هزار سال پيشينگى بر آفرينش آفريدگان؟ گفتم: بلى. گفت: آيا نمىدانى كه دعوت ايشان به يكتاپرستى خدا و طاعت او، و فرمانبردارى از او، و وعده بهشت دادن او به ايشان بر اين اساس است، و كسانى را كه با آنچه ايشان آوردهاند مخالفت كنند و منكر او شوند به دوزخ تهديد كرده است؟ گفتم
بلى». [٩٨] از ابى عبد اللَّه (ع) مروى است كه گفت: «يكى از قريشيان به پيامبر خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) گفت: به چه چيز بر پيامبران پيشى گرفتى و بر آنان برتر آمدى، در حالى كه تو پس از آنان آمدهاى و خاتم آنان هستى؟ گفت: من نخستين كسى بودم كه به پروردگار خود جلّ جلاله اقرار كردم، و نخستين كسى هستم كه هنگامى كه خدا از پيامبران پيمان گرفت، پاسخ گفتم و پذيرفتم، آن گاه كه آنها را بر خودشان گواه ساخت و گفت: «أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى [٩٩] آيا من پروردگارتان نيستم؟ گفتند: چرا» پس من نخستين پيامبر بودم. گفت: بلى،
[٩٧] - بحار الانوار، ج ١٥، ص ٨.
[٩٨] - همان مأخذ، ص ١٤.
[٩٩] - الاعراف/ ١٧٢.