تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٢ - زمينه كلى سوره
در ميان اين گشايش و آن پايان سوره كه هر دو از محور مجتمع اسلامى و رنگ اصلى آن كه همان وحى است سخن مىگويند، آيات قرآن در خصوص بيان پايههاى وحدت در امّت مىآيد و اين پايهها را با بينشها و بيم دادنها و مژده دادنهاى خود پىريزى مىكند.
چگونه؟
الف: آيه (٨) مردم را به دو گروه تقسيم مىكند: كسانى كه خداوند آنها را هدايت و داخل در رحمت خود مىكند، و ستمكارانى كه يار و ياورى ندارند.
و پس از آن كه صفت اصلى ستمكاران را كه همان شرك به خداست (و ريشه هر فسادى محسوب مىشود) تعريف مىكند، مبدء داورى بردن به خدا را در اختلاف (و طبيعة به وحى خدا و كسى كه وحى بر او نازل شده يا آن را دريافته است)، و توبه و سرسپارى بدو و توكّل بر او را استوار مىسازد (٩/ ١٠).
ب: سياق آيات- پس از دين- ما را يادآور مىشود كه خدايى كه آسمانها و زمين را سرشته است مردم و جانداران را جفت جفت آفريده تا نسل مردم (و جانداران) بدين وسيله ادامه يابد (پس اختلاف «و تفاوت بين اجناس و انواع جانداران و مردم» حقيقتى است واقعى و در/ ٢٧٠ حدود تكامل سودمند است).
هم چنان كه ذات سبحان او روزى را ميان مردم به اندازهاى كه بر حسب حكمت خود مىخواهد گسترده است. (پس روا نيست كه براى تساوى مطلق ميان آنها بكوشيم) (١١/ ١٢).
ج: و دين محور وحدت است، امّا به شرط آن كه ما در آن تفرقه نيفكنيم، و اين سفارش پيامبران اولى العزم، نوح و محمد و ابراهيم و موسى و عيسى (عليهم السلام) است. امّا دين خود سبب اختلاف نيست بلكه خواستها و آرزوهاى مردم است كه به جانب سركشى افسار مىگسلد (و چه جرم بزرگى است كه انتقام پروردگار را بر سر مردم نازل مىكند، گر چه خداوند آن انتقام را تا مدّتى معين به تأخير افكند)، و پيامبر (و پس از او جانشينانش) به عنوان محور اين وحدت باقى مىمانند، و بر اوست كه به دور از خواستها و هواهاى متفاوت مردم، و با ايمان به