تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٢ - رهنمودهايى از آيات
اينها محورهاى بررسى اين سوره است كه اختلافات اجتماعى را چاره مىكند.
ممكن بود كه خداوند بشر را به صورتى يكسان بيافريند تا اختلافى ميان آنها نباشد، و ممكن بود تمام آنها را اهل بهشت كند، ولى خداى تعالى، پس از آن كه راه گمراهى را به انسان نشان داد و او را به راه هدايت رهنمون شد، انسان را مخيّر گذاشت تا سرنوشت خود را به اراده خويش برگزيند.
بدين سان قرآن مبدء آزادى تكوينى را كه خدا براى بشر قرار داده تأكيد مىكند، مبدئى كه به زندگى آدميان رنگ مبارزهاى ابدى ميان حق و باطل داده است.
پس در حالى كه دستهاى از آنها از ولايت و سرپرستى خدا پيروى مىكنند، و دستهاى ديگر كه به خود ظلم مىكنند، ولايت شريكان پندارى خدا را پذيرفتهاند. پس سبب اصلى گمراهى بشر و آنچه ميان ايشان اختلاف برمىانگيزد/ ٢٩١ و باعث جنگهاى ويرانگر و عقب ماندگى مىشود، همان ترك ولايت خدا به وسيله آنها و دست آويختشان به اوليائى غير از خداست.
امّا اختلافات بيرون از چارچوب نبرد ميان حق و باطل- مانند خلاف ميان خود اهل حق- براستى نامشروع است، زيرا براى حلّ آنها ناگزير بايد به ارزشهاى رسالت و كسانى كه نمودار ولايت خدا در زمينند بازگشت و مراجعه كرد.
كسانى از مردم هستند كه ادّعاى ايمان مىكنند ولى غير خدا را به دوستى و سرپرستى خود مىگيرند، و در واقع نشانه ايمان مرد آن است كه در هر چيز مورد اختلاف به خداوند (و به رسالت و پيامبران او) مراجعه كند، سپس با فشارها بستيزد، و بر خدا توكّل جويد و به او زارى و تضرّع كند (به حول و نيروى او از شيطانهاى انس و جنّ كه او را به جهت نادرست مىكشانند، پناه جويد).
(و ولايت خدا در اجتماع تجلّى ولايت او در كاينات است) پس اوست كه آسمانها و زمين را آفريد، و بشر را و همچنين چارپايان را جفت آفريد تا آفريدگان بسيار و پراكنده شوند، و علم او بر آنها احاطه دارد. و كليدهاى روزى در