تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٥ - شرح آيات
باشد.
درباره شورى سه نظريّه وجود دارد
نظريّه نخست مىگويد كه شورى «حق» است و دومى آن را «تكليفى واجب» مىداند و سومين نظريّه تلفيقى از اين دو نظريه است و طبيعة در مسائل عمومى كه مربوط به سرنوشت و شؤون امت است. پس بر اساس اين نظريّه بر حاكم شرع و گرچه فقيه عادل باشد، جايز نيست كه در مديريّت خود براى امّت امور را چنان كه خود مىخواهد و اراده مىكند بگرداند، بلكه بر او واجب است كه با ديگران مشورت كند و آنان دانش و خرد خود را با آنچه او خود دارد يك جا گردآورند، آن گاه بر پايه اين مشورت تصميم بگيرد. هم چنان كه از ديگر سوى بر ديگران واجب است كه او را نصيحت كنند، و از برجستهترين واجبات و تكاليف اسلامى خير انديشى و نصيحت به ولىّ امر است. و همچنين از پيامبر (ص) روايت شده است كه
«مردى نيست كه با ديگرى مشورت كند مگر آن كه به راه درست هدايت شود».
و از آنجا كه شورى انعكاس روح ايمان است براى ديگر نهادهاى زندگى جامعهاى با ايمان كه از خانواده آغاز و به دولت ختم مىشود زمينهسازى مىكند و بر نهادهاى اجتماعى و اقتصادى و امور شهرى و روستايى مشمول مىيابد. شورى چيزى بيشتر از يك نظام محض سياسى است، بلكه جوهر رابطه ميان مؤمن و برادرش را تشكيل مىدهد زيرا از احترام و رأى مؤمن و سپس تسليم به حق و جستجوى آن در هر جا كه باشد سرچشمه مىگيرد.
هنگامى كه شورى شيوه اجتماع مسلمان باشد نه تنها آزادى رأى و حق انتخاب و وظيفه سهيم شدن مردم در ساختار تصميم سياسى را تضمين و تأمين مىكند بلكه تمام اين مفاهيم (در چنان اجتماعى) داراى هدفى مقدّس مىشوند.
/ ٣٧٢ دين روش حكمرانى را در رهبرى شايستهترين مردم نسبت به پيامبر (ص) ترسيم كرده، و ايشان داناترين و در عمل پرهيزگارترين و در اداره امور با