تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦١ - شرح آيات
بوفور فراهم ساخته، امّا اگر انسان نابينا باشد گناه خورشيد چيست؟
[٥] از خصوصيّات اعراض آنها اين بود كه مدّعى بودند دلهايشان در ظرفهايى بسته نهاده شده و حقايق تازه را نمىپذيرد، و ميان آنها و پيامبر پردهاى وجود دارد كه از پشت آن نمىتوانند پيامبر را ببينند.
«وَ قالُوا قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ- گفتند: دلهاى ما از آنچه ما را بدان دعوت مىكنى در پرده است.» دلهاى خود را وادار به انكار و كفر نسبت بدانچه پيامبر آورده بود كرده بودند، و كوركورانه به/ ١٦٦ آئين پدرانشان تعصّب مىورزيدند، و ادّعا مىكردند كه پردهها و حجابهايى چند دلهاى آنان را از پذيرفتن اين دعوت جديد باز مىدارد. آرى، بىخبرى و نادانى و بزرگ خويشتنى و لجاج همه پردههايى بر دلهاى آنان بود، و چگونه رسالت آنها را از هم مىدريد؟
سپس گفتند: حتى اگر دلهايمان نيز سالم مىبود، گوشهايمان به سبب سنگينى شدن نمىشنود و چشمانمان نمىبيند و اندامهايمان احساس نمىكند زيرا فاصلهاى كه ميان ما و تو وجود دارد با پرده بسته شده است.
«وَ فِي آذانِنا وَقْرٌ وَ مِنْ بَيْنِنا وَ بَيْنِكَ حِجابٌ- و گوشهاى ما سنگين است و ميان ما و تو حجابى است.» پس كسى كه دلش رويگردان شود گوشش نيز از پذيرفتن دعوت سنگين مىشود، هم چنان كه بر چشمش نيز پرده تاريكى مىافتد.
سپس غايت تعصّب و شدّت جمود خود را آشكار كردند، وقتى كه گفتند
«فَاعْمَلْ إِنَّنا عامِلُونَ- تو به كار خود پرداز و ما نيز به كار خود مىپردازيم.» پس چون تاب گفتگو را نياوردند آن را قطع كردند، و گفتند: تو بدانچه مصلحت خود مىبينى عمل كن و ما بدانچه اعتقاد داريم عمل مىكنيم و آينده ميان ما و تو داورى مىكند، و اگر نقشه رويارويى دارى ما نيز آمادهايم.
بدين گونه از قرآن روى گرداندند، پس آيا كسى جز آنها بر گمراهيشان