تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٦ - رهنمودهايى از آيات
بدان نامبردار است، پس در همان حال كه در اين درس با ما از جهانيان، از زمين و چگونگى تنظيم امور و تعيين ارزاق در آن، و از آسمان و چگونگى برپا شدن آن بر فراز زمين، و فرمان دادن به آسمان و زمين، و چگونگى تقديرى كه بر هفت تا بودن آن دو رانده شده و چگونه در هر آسمانى امر آن وحى شده است، سخن مىگويد- در همان هنگام- مىبينيم كه از تاريخ و درسها و عبرتهاى آن، و از اجتماعاتى كه خداوند آنها را به سبب فريفتگى به نيروى مادّيشان به بدترين صورت نابود كرده است سخن مىگويد. سپس آيات حكمت آموز- به صورتى مستقيم- از ضرورت درمان بيماريهايى روانى كه فرد بدان دچار مىشود با ما سخن مىگويد، و بدين گونه آيات قرآن افقهاى آسمان و ابعاد زمين را به اعماق تاريخ و ژرفناهاى نفس و روان مىپيوندد تا از همه آنها برنامه پرورشى بديعى بسازد همان سان- كه چنان كه پيداست- دل انسان را براى پذيرفتن وحى الهى به طريقهاى مناسب آماده كرده است.
/ ١٧٢ همان كس كه زمين را گسترده و ارزاق را در آن تعيين و مقدّر كرده، و همان كه آسمانها را بر افراشته و هفت آسمان قرار داده و كار هر آسمان را در آن به وحى گذرانده، همان است كه انسان را به وسيله قرآن حكمت آموز كه مايه بركت انسان و آسايش و رحمت است رهنمايى كرده است. روى گرداندن از شاهراه قرآن خطرناك است، هم چنان كه روى گرداندن از سنّتها و قوانين خدا در آسمانها و زمين و روى گرداندن از عبرتهاى تاريخ نيز چنان است.
سنّت و قانون خدا در قرآن مانند سنّت و قانون او در آفريدگان است ... آيا مىتوانى قانون جاذبه را انكار كنى؟ پس خود را از فراز قلّه كوهى بى آن كه آسيبى بينى به زير بيفكن! و آيا وقتى سرت را به صخرهاى مىكوبى انتظار سالم ماندن دارى؟ و آيا مىتوانى از هوا و غذا بىنياز باشى؟ همچنين ممكن نيست با روى گرداندن از وحى خدا، از آن بىنياز باشى.
آيا كسى مىتواند بگويد من مىخواهم هستى تنظيمى جديد داشته باشم، و نيروى جاذبه را از زمين و رطوبت را از هوا، و خصوصيّات گازها را از آن سلب