تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٨٦ - شرح آيات
مىگرفت، و چون به داستانهاى پيامبران مراجعه كنيم مىبينيم «ملأ متنعّمان و ناز پروردگان» همان كسانى هستند كه مردم را به كفر تشويق مىكنند و در برابر رسالتها مىايستند.
[٤٧] «فَلَمَّا جاءَهُمْ بِآياتِنا إِذا هُمْ مِنْها يَضْحَكُونَ- چون آيات ما را بر آنان عرضه داشت، بنا گاه همه از آن به خنده افتادند.» به جاى آن كه از آياتى كه موسى (ع) آورده بود بهره جويند و به آنها ايمان آورند، بر آنها مىخنديدند، و مثل آنها همچون تخته سنگى صاف و شيب دار است كه قطرهاى باران بر آن نمىايستد، و گياهى بر آن نمىرويد، چنين است دلهاى سنگ شده كه اندرزها از آنها فرو مىلغزد، و صاحبان چنان دلها به رسالتها و پيامبران مىخندند، و اين مثلى است براى مطلبى كه سياق آيات در آغاز اين سوره خلاصه كرده است.
[٤٨] «وَ ما نُرِيهِمْ مِنْ آيَةٍ إِلَّا هِيَ أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِها- و هر معجزهاى كه به آنها نشان داديم از معجزه ديگر بزرگتر بود.» خدا نشانهها و معجزات را بتدريج براى آنها آورد، پس از عصا (كه تبديل به اژدها شد) و يد بيضا شروع شد تا به سالهاى قحطى و كاهش اموال و ميوهها، تا طوفان و ملخ و شپش و غوكان و خون و سرانجام به عذاب كشيد، و هر يك از اين نشانهها و معجزات از آن ديگرى كه پيش از آن صورت گرفت بزرگتر بود، و همه آنها از نوع عذاب نزديك (و سبكى) است كه خدا به لطف خود بر پارهاى امّتها به قصد هشدار دادن به آنها مىگمارد.
«وَ أَخَذْناهُمْ بِالْعَذابِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ- آن گاه همه را به عذاب گرفتار كرديم باشد كه باز گردند.» [٤٩] آيا ديدى كه آنها بازگشته باشند؟ هرگز، پس هنگامى كه عذاب آنها را فرا گرفت به موسى (ع) متوسّل شدند-/ ٤٩٠ در حالى كه او را جادوگر مىخواندند- تا از پروردگار خود با نشانهها و رسالتى كه دارد و نزد او معهود است درخواست كند آن عذاب را از آنها برگيرد، زيرا آنها بيقين هدايت يافتگانند.