تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٣ - شرح آيات
بدين گونه كوشش آنان در زندگى دنيا بر باد رفت و در آخرت سودى از آن نمىبرند.
[٧٥] پاكيزگيهاى خود را در دنيا از بين بردند و به سوى لذّتهاى زودگذر بدون هدفهايى والا شتافتند و كوشيدند.
«ذلِكُمْ بِما كُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ بِما كُنْتُمْ تَمْرَحُونَ- اين بدان سبب است كه به ناحق در زمين شادمانى مىكرديد و به ناز مىخراميديد (و بزرگى مىفروختيد).» كسى كه به حساب كشى ايمان ندارد انباشته از غرور و خود فريفتگى مىشود، و در زمين به باطل مىكوشد و مىدود، بى هيچ قاعده و ضابطهاى، و بى آن كه به آينده زندگى و سرانجام كارهايش بينديشد، و شايد اين همان معناى آيه باشد.
/ ١٣٦ هنگامى كه غرور و خود فريفتگى انسان گسترش يابد آدمى به ناز مىخرامد، و در پيروى از شهوتها به تكاپو و فعاليّت درمىآيد و در سرگرمى باطل و طرب زيادهروى مىكند و وسايلى تازه براى وقت گذرانى پديد مىآورد. [٩١] [٧٦] و پاداش اين همراهى و هماهنگى با جريان بادهاى شهوات و خوشگذرانى در لذّتها همان آب جوشان و سوختن به آتش و توبيخ و جاودان ماندن در دوزخ است.
«ادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها- از درهاى جهنّم داخل شويد، همواره در آن بمانيد.» چرا از يك در داخل نشوند؟ آيا به سبب فزونى شماره آنها يا گوناگونى جرمهايشان است كه هر دستهاى از درى جدا از دسته ديگر وارد شود؟ تمام اينها جايز است، و بر ما واجب است بكوشيم و تمام جهد خود را به كار بريم تا تمام درهاى جهنم به روى ما بسته بماند، و اين با اجتناب از تمام راههاى گمراهى و فساد ميسّر مىشود.
[٩١] - نقل از اللغة: الفرح، دلشادى از لذّتى زودگذر، و المرح: شدّت فرح و زياده روى در آن (تفسير نمونه، ج ٢، ص ١٧٦).