تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٩ - شرح آيات
مستقيما در ارزشها شك مىكنند، و خود را از صحنه بيرون مىكشند، هرگز چنين نيست. اين جنبشها در درجه اوّل جنبشهايى دينى و در درجه دوم سياسى است، زيرا ايشان استراتژى خود را مطابق با عوامل تغيير دهنده سياسى تنظيم نمىكنند بلكه بر حسب تكاليف دينى رهبرى مىكنند، و چشمانشان به پاداش الهى و خشنودى او دوخته شده است، پيش از آن كه نشانههاى پيروزى و يارى او در رسد، و از اين رو مىبينى كه به دشمنان خود تملّق نمىگويند، و از ارزشهاى خود دست نمىشويند، و مردم را نمىفريبند و به حساب دين خود به خوشگذرانها چيزى نمىرسانند، و در برابر قدرتى بزرگتر سر فرود نمىآورند و به قدرتى كوچكتر ستم نمىرانند.
اين امام على- عليه السلام- است كه هنگامى كه قوم او به رايزنى او را به بعضى نيرنگهاى سياسى فرا مىخوانند، آنان را مىراند و مىگويد: «آيا مرا فرمان مىدهيد تا با ستم كردن در حقّ آن كه بر او ولايت دارم، پيروزى جويم؟!»/ ١٤٣ حكمت اين روش اين است كه هدف نخستين طرفداران رسالت، تمركز حق و بيم دادن مردم بدان وسيله است، و سلطه، بهترين وسيله اين كار نمىباشد، زيرا تأثير حركتى مخالف در توجيه حالت اجتماعى شديدتر و پايدارتر از تأثير سلطه حاكمه است.
وقتى مطلوب ايجاد نيرويى مكتبى است كه مردم را در رويارويى با نيروى كافرى كه آنها را به سوى گمراهى مىراند، به سوى ارزشها پيش براند، در چنين وقتى سلطه براى ايجاد چنان نيرويى نامناسب است.
و بيم آن مىرود كه پيروزى (چون مولودى نارس) پيش از وقت خود به وجود آيد و ناقص باشد و زود سقط شود و از ميان برود، و به تعبير ديگر پيروزى زودرس محدود مانع پيروزى آيندهاى شود كه ريشههايش استوارتر و شاخههايش گستردهتر باشد.
و شهادت رسالتى حجّتى قويتر براى سلامت خط و صحّت دعوت او از پيروز شدن اوست و اين شهادت همان غايت والاى اوست.
از اين روست كه مىبينيم امام حسين- عليه السلام- به سوى شهادت