تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٧ - شرح آيات
اى پروردگار من! مرا فرود آور در جايگاهى مبارك، كه تو بهترين راهبرانى»، و گفته اوست: «رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً [١١] اى پروردگار من! مرا به راستى و نيكويى داخل كن و به راستى و نيكويى بيرون بر، و مرا از جانب خود پيروزى و يارى عطا كن». [١٢] و از ابى الحسن (ع) است: «... چون به (سفر) بيابان برون شدى آنچه را خداى عزّ و جلّ گفت، بگو: «سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ [١٣] منزّه است آن كس كه اينها را رام ما كرد، و گرنه ما را توان آن نبود» به اذن خدا، و هيچ بندهاى نيست كه هنگام سوارى اين را بگويد و از شتر يا چارپا بيفتد و صدمهاى بيند». [١٤] از معاوية بن عمّار از ابى عبد اللَّه (ع) مروى است كه گفت: «چون بر مركب خود قرار گرفتى و وسيله حملت برايت هموار شد، بگو: سپاس خداى را كه ما را به اسلام هدايت كرد، و به وجود محمد (ص) بر ما منّت نهاد، «سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ [١٥] منزّه است آن كس كه اينها را رام ما كرد، و گرنه ما را توان آن نبود. و ما به سوى پروردگار بازمىگرديم»، و سپاس خداى را كه پروردگار جهانيان است. بار الها! تويى كه ما را قدرت سوارى بر پشت (چارپايان) دادهاى و در كار از تو يارى مىجوييم، بار الها ما را به جايى برسان كه به خير انجامد، رسيدنى كه مستوجب آمرزش و خشنودى تو باشد، بار الها هيچ «طير» (تفأل بد به پرندهاى)/ ٤٤٢ جز طير تو نيست- طير، شوم شمردن و فال بد زدن است- و هيچ خيرى جز خير تو نيست، و هيچ نگهبانى غير تو
[١١] - الاسراء/ ٨٠.
[١٢] - البرهان، ج ٤، ص ١٣٦.
[١٣] - همين سوره زخرف/ ١٣.
[١٤] - همان مأخذ، ص ٥٩٣.
[١٥] - همين سوره زخرف، ١٣ و ١٤.