تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥١٣ - شرح آيات
او شفاعت كند «فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ [٧٥] و اكنون ما را شفيعانى نيست* و ما را دوست مهربانى نيست»، جز ياران در راه خدا سودى ندارند و دوستى به هر شكلى اتّفاق افتد مطلوب نيست بلكه تنها آن دوستى و مودّتى مطلوب است كه از دنيا به آخرت ادامه يابد تا هر دو دوست به آرامش و صفا وارد بهشت شوند.
و در برابر اين دوستى نوعى ديگر از دوستى وجود دارد كه از حدّ همكارى شغلى يا مصلحت مشترك نمىگذرد، و با پايان يافتن آن همكارى يا مصلحت پايان مىيابد، اين نوع دوستى بضرورت بد نيست ولى محدود است، و غالبا بر پايههاى مادّى قرار دارد و دستخوش تزلزل و زوال است.
و اين جانبى ديگر از نگرش كلّى و جامع به زندگى در اسلام است كه زندگى انسان و روابطش را بر پايه تقوى تنظيم مىكند، نه بر ريگهاى روان، و رابطه مادّى سترون است و بى ثمر خواه در سياست باشد يا اقتصاد يا اجتماع.
دوم: به راهسپارى به سوى آخرت: اگر بخواهيم درستى انديشهاى را دريابيم ناگزير بايد به سرانجام آن بنگريم، و سرانجام امور در آخرت به بارزترين شكل خود جلوهگر مىشود، و بر ماست كه آن را مقياسى براى سنجيدن اعمال خود در دنيا قرار دهيم، پس سرانجام پرهيزگارى جز بهشت چيست؟ و عاقبت دوستى خالصانه جز شفاعت و روبروى هم نشستن بر تختهاى بهشت كدام است، آنجا كه خداوند هر كينهاى را از دلهايشان برگرفته است. همچنين هر رابطهاى كه در آخرت سودمند نيفتد در دنيا نيز سودمند نيست، و براستى اين تو خود هستى كه با كردار خويش كاخى در بهشت براى خود بنا مىكنى، يا (خداى نخواسته) گودالى در دوزخ براى خويش ذخيره مىكنى،/ ٥١٦ و دنيا صورتى كوچك شده از آخرت است، و ستم ظلمات روز قيامت، و غل و غش مارها و عقربهاى دوزخ، و نگريستن حرام آتش در ديدگان به روز قيامت، و دروغ كژدمى است كه زبان را مىگزد.
[٧٥] - الشّعراء/ ١٠٠- ١٠١.