تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٢ - شرح آيات
مورد تعيين موضعگيرى مناسب نسبت به پيغمبر (موسى) (ع) اختلاف نظرى در خانه فرعون وجود داشته، و شايد رأى گروهى از ايشان بر آن بوده كه دعوت او را گوش دهند و حجّت را با حجّت رد كنند و اين رأى فرعون را از كشتن او باز مىداشته، و هنگامى كه فرعون خطا و قصور خود را در رويارويى با موسى و رسالت او از اين طريق درمىيابد از اين رأى و مقابله به حجت صرف نظر مىكند و مىكوشد يارانش را به طرحهاى خود داير بر پاكسازى جسمانى (و قتل) موسى (ع) قانع سازد. اين امر در انقلابات به صورتى مستمر تكرار مىشود، بدين معنى كه عاملان انقلابات در صفوف طاغوت و تصميمات آنها در برابر انقلاب، اختلاف به وجود مىآورد.
و از آنجا كه فرعون قرار پاكسازى جسمانى (و قتل) را اتّخاذ كرده و از آن جانبدارى مىكند، مىخواهد مخالفان اين نظر را به صحّت رأى خود قانع سازد و توجيه او در اين مورد اين است كه موسى (ع) تنها به قوّه منطق اكتفاء نمىورزد بلكه به منطق قوّه (منطق زور) نيز مسلّح است. پس رويارويى با او با اين اسلوب در نظر طاغوت امرى موضوعى است.
«وَ لْيَدْعُ رَبَّهُ- و او خداى خود را (به يارى) بطلبد.» خدايى كه با (اتّكاى به) او با ما ستيزه بسيار كرد، و اين منطق تمام گردنكشان است كه اگر انقلابيّون بر حقّاند پس بايد نيرومند باشند و هم اكنون خود را به پيروزى رسانند، ولى آميختن نيرو با حق و نيروى ظاهرى حال را مقياس شناخت حق از باطل قرار دادن خطايى است بزرگ كه گردنكشان بدان دچار مىشوند، زيرا حق و قانون با نيرو و ترساندن شناخته و تعريف نمىشود، ممكن است حق به سبب عواملى بيرون اراده طرفداران و صاحبان خود ضعيف باشد و نيز ممكن است باطل قوى و نيرومند باشد، ولى اين امر هرگز باطلى را حق و حقّى را باطل نمىسازد. در ادامه اين آيات بيانى بيشتر بر خطاى اين انديشه كه گردنكشان در گمراه كردن مردم بدان تكيه مىكنند، مىيابيم، زيرا اين انديشه از پايههايى است كه نظامهاى فاسد بر آن قرار گرفتهاند و اين فكر بدان نظامها رنگ ترساندن و ريشهكنى مىدهد و گردنكشان مىكوشند كه با دلايل مختلف آن را توجيه و تعليل