تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٧ - شرح آيات
فرستاديم!» ولى ايشان با استهزا و ريشخند روبرو شدند، و شايد ريشخند كردن بدترين موضعى بوده كه امّتها بدان عادت كرده بودند، زيرا آدمى را به ژرفاى لافزنى مىكشاند.
«وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ- و هيچ پيامبرى بر آنها مبعوث نمىشد مگر آن كه مسخرهاش مىكردند.» مسخره كردن پيامبران عادتى بود كه در ميان پيشينيان رواج داشت، هم چنان كه مبعوث كردن و فرستادن پيامبران سنّتى الهى بود.
[٨] ولى آيا اين مسخره كردن پيامبران مانع سنّت خدا در فرستادن پيامبران يا سبب هلاك مسخره كنندگان شد؟ هرگز ... زيرا كفر كافران به خدا زيانى نمىزند همان گونه كه ايمان مؤمنان نيز بدو سودى نمىرساند (و زيان و سود عايد خود بشر مىشود).
«فَأَهْلَكْنا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشاً- آنها را كه از ايشان نيرومندتر بودند هلاك كرديم.» پس خدا كسانى را كه از اعراب تكذيب كننده پيامبر به مراتب سخت پوستتر و به شمار افزونتر بودند گرفتار هلاك كرد، و آيه به كم مقدارى و خوارى اعراب جاهليّت و ناتوانى آنها اشاره مىكند كه شايد از جنون بزرگ خويشتنى و غرور خود به هوش آيند و رسالتهاى پروردگار خود را مسخره نكنند، و در گرداب روشهاى گنديده خود در شرك و فساد و گزافكارى فرو نروند.
/ ٤٣٢ آياتى كه بدين امر اشاره مىكند مكرّر آمده است، زيرا چاره غرور و سقوط به منجلاب و در نتيجه مسخره كردن رسالتها همان بيان نقاط ضعف آنان است، و پروردگار ما در سوره احقاف (آيه ٢٦) گويد: «وَ لَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيما إِنْ مَكَّنَّاكُمْ فِيهِ- به آنها چنان مكانتى داده بوديم كه به شما ندادهايم».
و حضرت صديقه، فاطمه زهرا (ع) حال اعراب را پيش از اسلام چنين توصيف كرده و گفته است