تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٧ - شرح آيات
يادآور مىشود كه تفاوت و اختلاف از طبيعت زندگى است كه از پذيرفتن رنگى واحد سر مىتابد، امرى كه انسان را از رنگ آميزى مورد نظرش كه بتمامى موافق مزاج و طبيعت خاص او باشد ناتوان مىسازد، ولى با اين همه او بيهوده براى رسيدن بدين غايت مىكوشد. پس يكى را مىبينى كه مىخواهد با تمام مردم به زبان ملّى خود سخن گويد، يا تمام مردم عادتهاى او را تقليد كنند، و چون اين خواست او را اجابت نكردند آنان را دشمن مىدارد، روميها به جايى رسيدند كه ديگران را بربرها يعنى وحشيان ناميدند، و يهوديان خود را ملّتى با سواد و توانا بر خواندن شمردند در حالى كه ديگران را بيسوادانى انگاشتند كه چيزى نمىفهمند، و مدّعيان تمدّن جديد معتقدند كه ملتهاى غير آريايى وحشى هستند.
اين از طبيعت انسان است كه مىخواهد تمام جهان به يك رنگ باشد كه همان رنگ شخصيّت و بلند پروازيهاى اوست، و قرآن در اينجا اختلاف و تفاوت طبيعى را در زندگى تأكيد مىكند، و به انسان يادآور مىشود كه از رفع نزديكترين اختلاف و تفاوت به خود كه عبارت از تفاوت او با زن خويش است ناتوان است، ولى قرآن مبدأ اين اختلاف و تفاوت بين حقيقتهاى آفريدگان را تقرير مىكند، و بر ماست كه آن را به رسميّت بشناسيم و بر حكمت خدا در آن آگاه شويم، و در وراء آن حكمت بكوشيم و بپوييم. حكمت اختلاف و تفاوت، تكامل است، و نه چنگ و پيكار، خداوند بشر را به صورت ملّتها و قبيلههايى در آورده تا يكديگر را بشناسند (نه آن كه به يكديگر پشت كنند و با هم دشمنى ورزند)، و يك جفت را نر و ماده آفريده تا تكامل يابند، و شايد اين بارزترين مثالهاى اختلاف فطرى (و تفاوت در سرشت آفريدگان) باشد.
«فاطِرُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً وَ مِنَ الْأَنْعامِ أَزْواجاً- آفريدگار آسمانها و زمين است. براى شما، هم از شما، همسرانى بيافريد.
و نيز براى چارپايان جفتهايى پديد آورد.»/ ٢٩٦ و اين به مصلحت انسان است، و بيان قرآن داير بر اشتقاق زن از خود مرد براى درهم كوفتن افكار جاهليّت آمده است كه مىپنداشت زن داراى روح حيوانى است.