تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٢٥
خداست و حكيم و داناست، آن كه ملك آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن دو است از اوست و به پسرى نياز ندارد و بيگمان ما همه به سوى او باز مىگرديم، و كسانى كه غير از خدا را مىپرستند اختيار شفاعتى ندارند، و هرگز جنّيان و بتها از آنها شفاعت نمىكنند، بلكه شفاعت نزد كسانى است از انبياء و پيامبران كه آنها ايشان را تكذيب كردهاند.
اينان كه پيامبران را دروغزن گفتهاند، براستى خدا را تكذيب كردهاند، و چون از آنها بپرسند چه كسى آفريدگان و خود آنها را آفريده است بيگمان مىگويند: اللَّه. آنها از لحاظ تكوينى به وجود خدا اعتراف مىكنند كه اوست كه آنها و تمام آفريدگان ديگر را آفريده است، امّا از لحاظ تشريعى و دينى به خدا ايمان نمىآورند كه پيامبران را نزد آنان فرستاده و ايشان را با آيات و نشانههاى خود تأييد كرده است، پس فايده ايمان آنها به اين حقيقت تكوينى كه خدا آفريننده آنهاست چيست؟ در حالى كه به اين امر ايمان ندارند كه يگانه كسى است كه واجب است شريعت را وضع كند، زيرا شريعت ذات سبحان او با هدفهاى آفرينش تناسب دارد و جز كسى كه ما را آفريده است توانايى شريعت گذارى ندارد.
و در پايان سياق آيات رابطه نمونه با آن قوم را كه در عفو و گذشت از آنها و دعوت از آنها به اسلام، و واگذارى كارشان به روز قيامت نمودار است، معيّن مىكند.
شرح آيات
[٧٨] پس از پايان گفت و گو درباره دوزخ، و بعد از آن كه مالك دوزخ به آنها پاسخ مىدهد كه جاودانه در آتش ماندگارند، قرآن سبب اين امر را براى آنها بيان مىكند و مىگويد
«لَقَدْ جِئْناكُمْ بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ- ما شما را با حق آشنا كرديم ولى بيشترتان از حق كراهت داشتيد.» ابن عبّاس گويد: مراد از «بيشتر» در اينجا «همه» است. و شايد او از اين