تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢ - شرح آيات
فرو مىخورند، و حتى اگر بخواهند آن را آشكار كنند، آيا جز پشيمانى و خسارت چيزى ديگرى هست! افزون بر آن هيبت و هراس آن روز است كه زبانهايشان را بند مىآورد، و فرشتگان سختگير غلاظ و شداد كه به ايشان اجازه نمىدهند لب به سخن گشايند و تمام صداها در برابر پروردگار جهانيان خاموش شده و فرو خفته است، پس به اين دلايل و جز آن ناچارند كه با وجود شدّت غيظ خود كه آنان را سخت به خشم آورده است، غيظ خود را فرو خورند.
«ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ- ستمكاران را در آن روز يارى دلسوز (يا خويشاوندى) نباشد.» حميم، نزديكترين دوستان و محبوبترين آنان نزد انسان است، امّا در آن روز روابط و پيوندها مىگسلد.
/ ٤٤ «وَ لا شَفِيعٍ يُطاعُ- و نه شفيعى كه سخنش را بشنوند.» شفيع واسطهاى است كه شخص را مىشناسد و نياز او را نزد ديگران مىگذراند و رفع مىكند، و رسم بىعدالتى در دنيا مردم را عادت داده است كه براى رسيدن به هدفها و حلّ مشكلات خود به شفيعان و واسطهها [٢٠] متوسّل شوند، ولى در آخرت راهى براى شفيع تراشى ندارند، زيرا افرادى از پيشوايان ظلم كه اينان به آنها پشتگرم شوند، خود به نوبه خويش كسانى را مىخواهند كه شفيع ايشان شوند، و اگر فرض كنيم كه كسى، صالح يا طالح، اين مسئوليت را تحمّل كند و به شفاعت از ستمكاران بپردازد هيچ فايدهاى براى آنان ندارد، زيرا نزد خداوند شفاعت براى ظالمان فاقد اعتبار است و فقط براى كسانى سودمند است كه رفتار كلّى آنان در زندگى درست و سالم بوده، و در اين صورت شفاعت واقع مىشود تا آثار گناهان جزئى را از آنان بردارد.
از امام موسى بن جعفر- عليه السلام- مروى است كه گفت: «مؤمنى نيست كه گناهى مرتكب شود مگر آن كه او را از آن گناه بد آيد و بر عمل آن
[٢٠] - به اصطلاح جارى امروز «پارتى و پارتى بازى».