تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩١ - شرح آيات
آوردند ولى كارهايى كردند كه جنبه كفر آميز داشت، از پى كردن ناقه و مخالفت با فرمانهاى رسول در آن مورد، پس اعمالى كه مىكردند خطا بود.
و از اين رو است كه خداى سبحان مىگويد: «فَهَدَيْناهُمْ- آنها را هدايت كرديم» يعنى از نظر فكرى و نظرى هدايت شدند «فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى- اما كورى را بيشتر دوست داشتند» يعنى از لحاظ عمل و رفتار منحرف شدند، و اين امر به كورى تعبير شده، همچون كسى كه خداوند بدو بينايى داده اما او از آن بهرهاى نمىجويد و در گودال مىافتد.
از اينجا مىفهميم كه عذاب خدا پشت كسى را كه با سنتهاى او در آفرينش كه احكام شريعت آنها را روشن ساخته مخالفت كند، مىشكند، خواه به آنها ايمان آورد و سپس مخالفت كند يا مستقيما بدانها كفر ورزد. پس كسى كه سر خود را به صخرهاى بكوبد سرش مىشكافد، خواه بدين حقيقت ايمان آورده يا نسبت بدان كافر باشد.
در اين نكته هشدار و پرهيز دادنى است براى امّت محمد (ص) كه مخالفت آنها خواه نظرى يا عملى نسبت به رسالت او مصيبتها براى آنان به بار مىآورد.
[١٨] در ميان آن منحرفان- كافران در عمل- مجموعهاى از مؤمنان راستين نيز وجود داشتند كه پروردگار آنان را نجات داد، و سبب نجاتشان همان تقواى آنان و پرهيزشان از جرم و فحشايى بود كه ديگران مرتكب مىشدند.
«وَ نَجَّيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ- و ما كسانى را كه ايمان آورده بودند و پرهيزگار بودند نجات داديم.» راويان در تفسير اين آيه داستانى سود بخش را ياد مىكنند، چنان كه ابن اسحاق و ابن/ ١٩٨ المنذر و بيهقى در الدلائلى و ابن عساكر آوردهاند و گويند: عتبة بن ربيعة كه بردبارترين مردم قريش بود روزى در حالى كه در باشگاه قريش نشسته، و پيامبر خدا (ص) تنها در مسجد نشسته بود گفت: اى گروه قريش نمىخواهيد برخيزم و نزد اين (شخص) بروم و با او سخن گويم و پيشنهادى بدو بكنم، شايد بخشى از آن را بپذيرد و دست از ما بدارد؟ گفتند: چرا، اى ابا وليد. آن گاه عتبة