تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠٤ - شرح آيات
منحصرا از آن اوست، زيرا او پروردگار جهانيان است و براى آن كه او ما را با دلايل آشكارى كه فرستاده رهنمايى كرده است. ستايش و سپاس ما نسبت بدو در مبارزه ما با كافرانى كه مدّعى نظايرى براى او هستند و نيز در تسليم ما بدو نمودار مىشود.
مگر نه اين كه همه چيز در هر دو جهان بدو تسليم شده است؟
اين انسان بيچاره كيست كه به پروردگارش بزرگى بفروشد و در پوشيدن رداى عزّت و چيرگى با او منازعه كند؟! او آفريدهاى است كه اصلش از خاك است، و خداوند او را نطفهاى و سپس لخته خونى كرده و آن گاه به صورت كودكى بيرون آورده و او را پرورده تا بالغى رشيد شده و نعمتهاى خدا هم چنان او را در برگرفته تا پير گشته، در حالى كه خدا برخى را پيش از رسيدن به پيرى ميرانده است، براى هر كسى مهلتى معيّن شده است، و اين همه براى آن است كه از خلال دگرگونيهاى زندگى خويش پروردگارشان را بشناسند و خرد ورزند.
زندگى و مرگ فقط به دست اوست- نه به دست ديگرى- و او صاحب قدرت مطلق است، هر چه بخواهد مىكند، و فرمان او- چون چيزى را اراده كند- ميان كاف و نون (كن باش) [٤١] است.
شرح آيات
[٦٠] كسانى كه در سياهچالهاى زندان، يا در ظلمات حكومت طاغوتى، يا در ذلّت مهاجرت دور از خاندان و وطن بسر مىبرند، چنين كسان مورد هجوم ابرهاى تيره يأس و نوميدى قرار مىگيرند و عرضه موجهاى شك و ترديد مىشوند، (و با خود مىگويند) آيا ما حق پرستان حق داريم يا آنان (كه مخالف ما هستند)؟ پس چرا مىبينيم كه آنها بر ما مسلّطند، و تا كى اين چيرگى ادامه خواهد داشت؟
/ ١١٠ و بيش از تمام اينها، كسانى هستند كه در حصار تقيّه پناه گرفته و در درون
[٤١] - اشاره به آيه ١١٧، سوره بقره: «وَ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ- چون اراده چيزى كند، مىگويد: موجود شو. و آن چيز موجود مىشود» و مراد از ميان كاف و نون اين است كه هنوز لفظ صيغه امر «كن» از كاف به نون نرسيده و تمام نشده كه اراده الهى تحقق مىيابد.