تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٥ - شرح آيات
نمىداشتند، ولى خداوند- با وجود اين- دختر مىبخشد، پس او بخشنده هر چيزى است كه مىخواهد و به هر گونهاى كه بخواهد، آيا اين بر وسعت فرمانروايى و شدّت تسلّط و چيرگى او دلالت نمىكند؟
[٥٠] «أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً وَ إِناثاً- و يا هم پسر مىدهد و هم دختر.» يعنى نسل را از دو جنس دختر و پسر قرار مىدهد، «وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشاءُ عَقِيماً- و هر كس را بخواهد سترون (و بى فرزند) مىگرداند.» پس به او چيزى نمىدهد، و اين اراده او بى سبب و علّتى نيست، بلكه وارد در مقوله حكمت خداوند و اراده مطلق او مىشود.
«إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ- زيرا او دانا و تواناست.»/ ٤٠١ اگر هر گونه كه مردم مىخواهند به آنها بدهد چه بسا جهان تباه شود. بدين سان كه همه يا بيشتر مردم پسر مىخواهند يا بر عكس، در حالى كه بايد تنوّع و توازنى براى حفظ جنس بشرى در كار باشد، و از سويى ديگر پروردگار ما برخى را به سبب حكمتى كه خود از آن آگاه است سترون قرار مىدهد، چه بسا كه اگر به سترون نسلى دهند تباه گردد.
شناخت اين حقيقت آرامشى در نفس و ضمير پديد مىآورد، پس كسى كه بداند خداوند همان بخشنده بهترين و برترين نعمتها و مؤثّرترين آنها بر نفس است كه همان فرزند باشد كه جان هر جاندارى بدان دلشاد مىشود، و سرمستى چندان بر او چيره نمىآيد كه او را به مرحله غرور و خود فريفتگى بكشاند، هم چنان كه اگر نعمتى را از دست بدهد نوميدى چندان بر او غلبه نمىكند كه بر نعمتها ناسپاس شود، زيرا مىداند كه تقدير كننده و سنجيده تمام آنها خداوندى است منزّه و متعال كه جور و ستم نمىكند.
[٥١] پروردگار در روند گفتگو از دامنههاى ناتوانى بشر و ابعاد نيازمندى او، و ضرورت، پيوندش به كان قدرت و سرچشمه توانگرى بى نيازى، يعنى به رحمت خدايى كه فرمانروايى آسمانها و زمين از آن اوست، ما را به نعمت رسالت هدايت