تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٦ - شرح آيات
مىكند و گفتگو از رسالت به فضاى كلّى سوره شورى مىپيوندد كه با پيوندى استوار به اين آيات پايان مىپذيرد. و اين از آن رو است- كه چنان كه پيش از اين گفتيم- شورى متمّم نظام سياسى امّت و بلكه محور اين نظام است، و اساس امّت همان وحيى است كه بر اجتماع مسلمان رنگى الهى مىبخشد و آن را با كلمه تقوى زنده مىسازد، و در پيرامون محور رهبرى مكتبى كه در پيامبر (ص) و نزديكان او از اهل بيت معصومش و فقيهان شايستهاى كه راه ايشان را پيروى مىكنند متمثّل و نمودار مىشود متّحد و يكپارچه مىكند.
خداوند بر بندگان خود به نعمتى بزرگتر و شگفت انگيزتر و سودمندتر از وحى منّت ننهاده است. براستى، وحى بزرگترين تجلّى رحمت خداست كه همه چيز را در بر مىگيرد، و كدام قدر شناسى يا كدام احترامى بزرگتر از اين كه انسان كلمات صاحب جبروت آسمانها و زمين را دريافت كند؟! و كدام دل بزرگى است آن دلى كه اين امر سنگين را دريابد و از پاى درنيايد؟! در كدامين آسمان چنين گرامى نفسى پرواز مىكند/ ٤٠٢ كه كلمات خدا را دريابد كه اگر بر كوهها نازل مىشد از پاى در مىآمدند، و اگر به مردگان مىرسيد بيگمان سخن مىگفتند و اگر به زمين خطاب مىشود به يقين روان مىشد.
امّا چگونه خدا كلمات خود را بر بشر فرو مىفرستد؟ به يكى از راههاى زير
«وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً- هيچ بشرى را نرسد كه خدا با او سخن گويد جز به وحى.» وحى چيست؟ بر حسب زبان و موارد كاربرد اين كلمه، همان افكندن حقيقتى است به نحو كامل در دل.
شيخ مفيد گويد: اصل وحى همان كلام پنهانى است، سپس بر هر چيزى اطلاق شده است كه با آن قصد فهماندن مخاطب به طور نهانى و پوشيده از ديگرى با اختصاص به او و بدون مساهمت جز او كنند، و چون به خدا نسبت داده شود در مورد چيزهايى است كه پيامبران (صلّى اللَّه عليهم) بدون ديگران بدان اختصاص و