تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٩ - شرح آيات
كه تجلّى خداوند براى او به صورت وحى مستقيم انجام مىيافت، نه هنگامى كه فرستادهاى را از جانب خود (كه همان جبرييل عليه السلام بود) مىفرستاد، و جبرييل به زيباترين شكل كه همان صورت دحيه كلبى معروف به زيبارويى بود نمودار مىگشت، و بر حسب يكى از نصّها جز دو بار به صورت اصلى خود بر آن حضرت وارد نشد. پس حالت شدّت تبدارى وحى چه بوده و براى چه روى مىداده است؟
روايت كردهاند كه هنگامى كه وحى بر او نازل مىشد در سر خود بانگى چون آواى زنبوران عسل مىشنيد، و روايت كردهاند كه روزى بسيار سرد وحى بر او نازل مىشد و چون وحى از او قطع شد از پيشانيش عرق مىچكيد.
روايت كردهاند چون وحى بر او نازل مىشد اندوهگين مىگشت و چهرهاش به تيرگى مىگراييد و روى خود را برمىگرداند و يارانش سرهاى خود را از او برمىگرداندند. [١٢٤] در حديث آمده است هنگامى كه بر ناقه خود سوار بود بر او وحى آمد، پس ناقه زانو زد و گلوگاه خود را بر زمين نهاد و نمىتوانست بجنبد، و عثمان براى پيامبر مىنوشت «لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ ... آيه [١٢٥] و ران پيامبر بر ران عثمان قرار داشت، پس ابن امّ مكتوم آمد و گفت: اى پيامبر خدا! مرا عذرى است، چه مىبينى؟
آن گاه وحى او را از خود بيخود كرد، و رانش بر ران عثمان سنگينى نمود، تا آنجا كه گفت: ترسيدم آن حالت او را از هم بگسلاند، پس خداى سبحان نازل كرد
«غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ [١٢٦] غير از آنان كه رنج و آسيبى دارند»، [١٢٧]/ ٤٠٥ و حق بود كه سنگينى وحى پيامبر را به رنج افكند، و اگر توفيق خدا نبود بيگمان دل او از
[١٢٤] - موسوعة بحار الانوار، ج ١٨، ص ٢٦١.
[١٢٥] - النساء/ ٩٥.
[١٢٦] - النّساء/ بخشى از آيه ٩٥.
[١٢٧] - موسوعة بحار الانوار، ج ١٨، ص ٤٦٤.