تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٣٠
رهنمون مىشويم كه او را هيچ شريكى نيست (و بر پيامبر)- و به طريق اولى- بر غير پيامبر جايز نيست كه بدين ادّعا كه پسر خدا يا وابسته به پسر خداست از مسئوليّت خود بگريزد.
بيگمان از مهمترين انگيزهها براى غلوّ در دين، و ادّعاى پيوند نسبى ميان پروردگار عرش، سبحانه و تعالى، و پيامبران عليهم السّلام (مانند عزير نزد يهود و مسيح نزد نصرانيان) همان گريز از مسئوليّت است، بدين مدّعا كه او آنها را از عذاب الهى نجات مىدهد و خود را براى رهايى آنها از انتقام خدا فدا مىسازد، و بدين مدّعا كه آنها فرزندان خدايند و به واسطه سببى يا نسبى به خدا وابستهاند.
آيا يهوديان ادّعا نكردند كه فرزندان و دوستان خدايند؟ و آيا اين عقيده فاسد را دستاويز دشمنى و تجاوز خود بر ديگران نساختند، و نگفتند كه بيسوادان را بر آنان دستى نيست؟! همچنين مردم عرب جاهلى ادّعا كردند كه انتساب آنها به ابراهيم خليل (ع) براى افتخار و ادّعاى نزديكى آنها به خدا كافى است! آيا برخى از مسلمانان نپنداشتند كه تنها دوستدارى آنان نسبت به پيامبران و اهل بيت او (صلّى اللَّه عليه و آله) و اصحابش آنان را از كردار بى نياز مىسازد؟! هرگز ... خداى رحمان را فرزندى نيست، و دليل بر آن اين است كه پيامبر نخستين پرستندگان خداست، و اگر خدا را فرزندى مىبود پيامبر نخستين كسى نمىبود كه خدا را بپرستد، اين پيامبرى كه به خدا نزديكتر از همه است. [٩٥] فرشتگان نيز فرزندان خدا نيستند، زيرا آنها فقط بندگان گرامى او هستند، در سخن بر او پيشى نمىگيرند و به فرمان او عمل مىكنند.
و عيسى (ع) فرزند خدا نيست، زيرا او جز بندهاى نيست كه خدا بر او نعمت بخشيده است.
/ ٥٣٢ اين تفسير به نظر من روشن و موافق با ديگر آيات است، هم چنان كه با
[٩٥] - يعنى چنان خداى مفروض فرزند دارى را نمىپرستيد زيرا خداى تبارك و تعالى نه زاييده و نه زاده شده است- م.