تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٢٩
رو بسيارى از مفسّران گويند كه: كلمه «إن» در اينجا كلمه نافيه است، و معنايش آن است كه خداى رحمان را فرزندى نيست. و پيداست كه معنى نفى از كلّ تركيب جمله استنباط مىشود، نه از كلمه «إن».
سيوطى از ابن عبّاس روايت كرده است كه (درباره اين آيه) گفت: خداى رحمان را فرزندى نمىباشد، پس من نخستين پرستندگانم، و از حسن و قتاده روايت كرده كه آن دو گفتند: خداى رحمان را فرزندى نبود، و من نخستين پرستندگانم، وى گويد: محمد (ص) مىگويد: من نخستين پرستندگان از ميان اين امّتم، و از مجاهد روايت كرده است كه: (اى پيامبر) بگو اگر به ادّعاى شما خداى رحمان را فرزندى بود من نخستين پرستندگان بودم، پس من نخستين كسى هستم كه خدا را به وحدت و يگانگى او مىپرستم و سخن شما را كه چنان ادّعايى مىكنيد تكذيب مىكنم و دروغ مىدانم». [٩٣] نظير اين نيز از امام امير المؤمنين- عليه السلام- روايت شده كه گفت
«اگر خداى رحمان را فرزندى بوده باشد، من نخستين «عابدان» يعنى منكران و جحد كنندگانم»، [٩٤] و تأويل در اين گفته باطنش متضادّ با ظاهر آن است.
پيداست كه اين آيه پايههاى فاسد انتساب فرزند به خداى سبحان را نيز نفى مىكند، زيرا آنها پنداشتند كه هر كه از لحاظ مالى بزرگتر باشد به خدا نزديكتر است، و مسئوليّتها از او ساقط مىشود،/ ٥٣١ هرگز ... اگر ولادت درست باشد- كه البته درست نيست- نزديكتر كس به خدا همان پيامبر است نه صاحبان دارايى، و ما وقتى مىبينيم كه نزديكترين كس بدو از همه آنها بيشتر خدا ترس است و بيشتر از آنها خدا پرست است و در توسّل و تمسّك به دين از همه بزرگتر است، بدين حقيقت
[٩٣] - الدرّ المنثور، ج ٦، ص ٢٤.
[٩٤] - نور الثّقلين، ج ٤، ص ٦١٦ (عابد به معنى آنف اكراه دارنده و منكر آمده است و يقال عبد يعبد عبدا، اذا انف و غضب بنگريد: كشف الاسرار و عدّة الأبرار، ميبدى، ج نهم، ص ٨٥- ٨٦، در ترجمه همراه با تفسير مهدى الهى قمشهاى آمده است: «اى رسول بگو اگر خدا را فرزندى بود اوّل من او را مىپرستيدم (البته خدا را فرزندى نيست)»- م.)