تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٠ - شرح آيات
دعوت كن و چنان كه فرمانت دادهاند پايدارى ورز و از پى خواهشهايشان مرو.» هر آينه از هدايتى كه پروردگارت به تو وحى كرده، دور از فشارها و تبليغات، پيروى كن.
در اينجا قرآن به پيامبر و از طريق او به هر كس كه از او پيروى مىكند فرمان مىدهد
يكم: به دعوت، و اعلان (آشكار ساختن) كلمه راستين (و از پس آن اعلان رويارويى با كفر).
دوم: به پايدارى بر راه راست، با بردبارى و شكيبايى بر آزارى كه بر اثر دعوت بدو مىرسد.
سوم: به قرار دادن قرآن به عنوان برنامه كار.
چهارم: صرف نظر نكردن و كوتهبينان نيامدن، از دعوت زير فشارهاى ديگران كه از خواهشهاى خود پيروى مىكنند، تا دين خالصانه براى خدا باقى بماند.
/ ٣٠٩ «وَ قُلْ آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتابٍ- و بگو به كتابى كه خدا نازل كرده است ايمان دارم،» زيرا ميزان و وسيله ارزيابى همان وحى است، و همان گونه كه خدا قرآن را به پيامبر خود محمد (ص) وحى كرده به موسى و عيسى عليهما السّلام نيز وحى كرده است، و اعلان پيامبر دائر بر اين كه او براستى به ديگر رسالتهاى الهى ايمان دارد گواه بر آن است كه ذرّهاى خود خواهى دعوت او را آلوده نكرده، بلكه دعوتى است ناب و خالصانه به سوى خدا و به سوى كتابها و تمام رسالتهاى او، و اين چنين مىسزد كه محور انسان همان حق باشد خواهد حق در آنچه نزد اوست نمودار شود و تجسّم يابد يا در آنچه نزد ديگران است.
«وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ- و به من فرمان دادهاند كه در ميان شما به عدالت رفتار كنم.» در پرتو راه و روش كتاب، زيرا عدالت به تنهايى خود ضامن رفع انواع كشمكشها در آن است. آيا «بغى» و ستم بر ديگران ريشه هر كشمكشى نيست؟