تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦٤ - شرح آيات
مستكبران باشد، براى بينش دادن و آگاه ساختن جاهلان به دروغين بودن ارزشهاى ماده آمده است كه مدّعيان علم و دينى كه ياران گردنكشان و ناز پروردگانند براى تقويت سركشى و فساد آنها و گمراه ساختن محرومان مردم را بدان دعوت مىكنند تا محرومان به مطالبه حقوق خود برنخيزند.
بدين سان قرآن اين گفتار جاهليّت را با بيان دو بينش و آگاهى ردّ مىكند
نخست: هم چنان كه براستى خدا بر توانگران به دادن دارايى تفضّل كرده و در اين مورد او را به پرستش نمىگيرند، همان گونه نيز به بعضى رسالت را تفضّل كرده و هيچ كس را حق آن نيست كه بدو اعتراضى كند.
دوم: دارايى پايهاى درست براى ارزيابى نيست، بلكه رحمت خدا كه در رسالت نمودار مىشود برتر است، و آن است- نه مال- كه دليل دوستى خدا نسبت به بنده خويش و اختصاص دادن او به فضل خود است.
«أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ- آيا آنان رحمت پروردگارت را تقسيم مىكنند؟» بيگمان پيامبرى رحمت خداست، آيا خدا كار تقسيم آن را در ميان بندگانش به آنها واگذار كرده است؟ هرگز ... خدا معيشت و روزى را ميان آنها تقسيم كرده، و بر حسب حكمت خود، به هر كسى روزى او را بخشيده است، و هيچ كس را حق اعتراض بر او نيست، و طبيعة مىبينى كه متنعّمان و ناز پروردگان در به اندازه بخشى روزيشان از طرف خداوند به او اعتراضى نمىكنند، پس چگونه در امرى كه مهمتر از معيشت و روزى است و همان رحمت خداست كه در پيامبرى نمودار است اعتراض كنند! «نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا- حال آن كه ما روزى آنها را در اين زندگى دنيا ميانشان تقسيم كرديم.»/ ٤٦٨ خدا كمالات را به همه مردم نمىبخشد، بلكه (به كسانى) دارايى و فرزند را عطا مىكنند، و برخى از مردم را شريف مىكند، و به هر كس كه بخواهد ملك