تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٩ - شرح آيات
برنمىگرداند و هيچ پناهگاهى نيست كه بدان پناه برند و هيچ ياورى وجود ندارد كه بتواند از آنچه با آنان مىشود جلوگيرى كند.
سپس انديشه وانهادن (و به اميد همّت ديگران نشستن) را در امر هدايت فرو مىپاشد، و بيان مىكند كه حتّى پيامبر نيز مسئوليّتى جز به اندازه تبليغ و رساندن رسالت به مردم ندارد.
غرور انسان را در هم مىشكند و او را بر ضعف خود آگاه مىكند و مىگويد كه چگونه از رحمت خدا از شادمانى و وجد به جنبش درمىآيد و چيزى نمىگذرد كه اگر بدى بدو برسد دستخوش كفر و نوميدى مىشود. آيا اين همه انسان را به اين حقيقت رهنمون نمىشود كه او خود صاحب اختيار و مالك هيچ چيزى از امور خود نيست، و براستى فرمانروايى آسمانها و زمين از آن خداست و او هر چه را بخواهد مىآفريند و اوست كه/ ٣٩٦ رحمت خود را هر گونه بخواهد ميان بندگانش تقسيم مىكند و به اين پسر مىبخشد و به آن يك دختر مىدهد و سوّمى را سترون و بى فرزند مىسازد؟
به هر كه بخواهد بزرگترين مكرمت را كه همان وحى است مرحمت مىكند و او را بدان بزرگ مىدارد. سپس سياق آيات به بيان حقايقى درباره وحى مىپردازد و اين سوره كه جوانبى از نظام سياسى اجتماع مسلمان را با گفتگو از وحى بيان مىكند كامل مىشود. مگر نه آن كه وحى همان محور چنين اجتماع و ارزش و اعتبار و نظام سياسى آن است؟
شرح آيات
[٤٧] بزرگترين چيزى كه انسان از آن رنج مىبرد غفلت و بى خبرى است، به گونهاى كه مشكلات روزانه قضاياى مهم ايشان را از يادشان مىبرد، و بنا بر عادت تك درخت مردم را از ديدار جنگل انبوه مانع مىشود (و راه نظرشان را مىبندد). قرآن اين حالت را با هشدارى صاعقه وار درباره روز قيامت كه گريز از هراسهاى آن ممكن نيست، چاره مىكند.