تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩١ - شرح آيات
بزرگى كه متحمل آن مىشود او را بس. و اگر مردم از آنچه او ايشان را بدان فرا مىخواند روى گردانند، اين امر دليل بر كوتاهى او در رسالت خود نيست، و تقصيرى در رهبر محسوب نمىشود تا آن اندازهاى كه دلالت بر دور شدن آنها از ميزان خرد ثابت، و پيروى آنها از طبيعتهاى چيره بر خود مىكند كه از فشارها و عوامل خارجى تأثير مىپذيرد. آنچه سياق آيه در اينجا عرضه مىكند براى آن است كه انسان را متوجّه مركز ضعف خود سازد تا غرور و فريفتگى او را به خود رأيى نكشاند كه كافر شود.
ناتوانى انسان در دگرگونى حالت نفسانى او با دگرگونيهاى اوضاع و احوال بيرون از اراده او نمودار مىشود، پس آيا چنين حالتى مىتواند ميزانى مناسب و شايسته براى ارزشيابى حق و باطل يا تشخيص راهى درست براى رفتار باشد، يا ناگزير بايد از پيامبر پيروى كرد؟
«وَ إِنَّا إِذا أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِها- و ما چون به انسان از رحمت خود بچشانيم شادمان مىگردد،» و در حدود نعمت متوقف مىماند و به مسئوليّتى كه بر دريافت نعمت مترتّب است نمىانديشد. خداوند از اين سرمستى و شادمانى نهى مىكند و گويد
«إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ [١١٢] همانا خداوند سرمستان را دوست ندارد»، و در جاى ديگر گويد: «لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ/ ٣٩٨ الْعَذابِ [١١٣] آنان را كه از كارهايى كه كردهاند شادمان شدهاند، و دوست دارند به سبب كارهاى ناكرده خويش هم مورد ستايش قرار گيرند، مپندار كه در پناهگاهى دور از عذاب خدا باشند».
شادمانيى كه نهى شده همان حالت سرمستى و اشباعى است كه به غرور يا نفى مسئوليت و رسيدن به كمال مىانجامد. و چنين احساس و دريافتى راه پيشرفت
[١١٢] - القصص/ ٧٦.
[١١٣] - آل عمران/ ١٨٨.