تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٤ - شرح آيات
كارهايى كه كرده است ناروايى بدو رسد ناسپاسى مىكند (كه همانا انسان بس ناسپاس است)» به نعمتهاى پيشين ناسپاسى مىكند هم چنان كه به ديگر نعمتهايى كه هم اكنون او را در برگرفته ناسپاس است، پس دنيا به ديدگانش تيره و تار مىآيد، و توانايى خود را براى ايستادگى در برابر بلا و بهرهبرى از آسايش از دست مىدهد.
[٤٩] اين ضعف انسان و سستى اراده اوست، پس آيا نبايد به نيرويى كه مقهور نمىشود و فرمانرواييى كه محدود نمىگردد و تسلّطى كه مغلوب نمىشود، يعنى به خداى قدرتمند مسلّط بپيوندد؟
«لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ- از آن خداست فرمانروايى آسمانها و زمين.»/ ٤٠٠ پس قلمرو چه كسى گستردهتر از قلمرو آن كسى است كه مالك اين دو است، و كيست كه فرمانرواييش از آن كس كه اين دو را آفريده نافذتر باشد؟ مگر نه آن كه آسمانها در دست راست او فشرده شده است؟ و انگهى فرمانروايى او محدود و منحصر به آسمانها و زمين نيست، زيرا او
«يَخْلُقُ ما يَشاءُ- هر چه بخواهد مىآفريند.» بى آن كه كسى را حق اعتراض بر او يا پرسش باشد.
و اين اراده در جوانب گوناگون زندگى نمودار مىشود، و از آن ميان تصرّف و عملكرد او در بزرگترين چيزى است كه از داشتنيها به انسان عطا كرده، و آن همان فرزند است.
«يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ- به هر كه بخواهد دخترى مىبخشد و به هر كه بخواهد پسر مىبخشد.» پس نه آن كسى كه خدا اراده كرده است كه تمام فرزندان او دختر باشند قادر است كه فرزندى پسر به دنيا آورد و نه بر عكس. و شايد مقدّم داشتن دختران بر پسران (در اين آيه) براى دلالت بر اين امر است كه دختر خود يكى ديگر از هديههاى بزرگ خداست، يا براى آن كه مردم عهد جاهلى دختر را دوست