تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٢ - شرح آيات
سرزنش مىشود؟
[٦] متعصّبان در رويارويى با دعوتهاى راستين به مكرى شيطانى متوسّل مىشوند، و آن اين است كه ميان دعوت و صاحب آن خلط مىكنند و آن گاه صاحب دعوت را به قدرت دوستى يا جاه طلبى و امثال آن متّهم مىسازند، و از اينجاست كه از قويترين حجتهايى كه پيامبران- عليهم السلام- بدان استناد كردهاند، تجرّد آنان براى رسالت و جدا شدنشان از شخصيّتهاى خود بوده است، و اين كه ايشان از مردم مزدى نمىخواستند (جز آنچه خدا به ايشان داده بود) و در جستجوى جاه و سلطه يا ثروت نبودند، و مدّعى هيچ وجه امتيازى با ديگران جز به وحى نبودند.
/ ١٦٧ «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَ- بگو: من انسانى هستم همانند شما، به من وحى مىشود.» دعوت ايشان تنها و خالصانه براى خدا بود، و كار خود را به پروردگار يگانهاى كه مردم را به تسليم بدو دعوت مىكردند، وا مىگذاشتند.
«أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ- همانا خدايتان خدايى يكتاست.» اين همان وجه امتياز اساسى رسالتهاى الهى از هر دعوت باطلى است، زيرا اين دعوتها مىكوشند مردم را از يك تيرگى به تيرگى ديگر و از يك بندگى به بندگى ديگر، و از يك غل و بند به غل و بندى ديگر بكشند، در حالى كه رسالتهاى الهى به نور، به آزادى و به گسيختن تمام غل و زنجيرها دعوت مىكنند.
و اگر حجاب نادانى و تعصّب (فرقه گرايى) و لجاجت نباشد، نور راستى در دعوتهاى پيامبران و پيروان راه ايشان جلوهگر و عيان است.
«فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ- پس مستقيما بدو روى آوريد.» اين دوّمين وجه امتياز است: دعوتهاى باطل طرفداران خود را از انحرافى به انحرافى و از ستمى به ستمى و از اسرافى به امساكى و از افراطى به تفريطى مىخوانند، در حالى كه رسالتهاى الهى انسان را به حكمت و عدل و راست روى در راه خدا دعوت مىكنند.
از آنجا كه مستقيم رفتن به سوى خدا به معنى مقاومت در برابر خواهشهاى