تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٠ - شرح آيات
است كه تصوّرش براى ما امكان ندارد. دوم: قاطعيّت سنّتهاى خدا و اين كه چگونه كافران را به بدترين نوع نابودى از ميان برد. آرى، آسمان و زمين به دلخواه و پيش از آن كه به اكراه وادار شوند به پروردگار خود سرسپردند، آيا ما نبايد پيش از آن كه تندبادى غرّان و تيره و تار ما را از ميان ببرد به دلخواه خود به پروردگارمان سر بسپاريم؟! [١٧] «وَ أَمَّا ثَمُودُ- امّا قوم ثمود.» خداوند پيامبران را براى آنها فرستاد و ره توشه آيات روشنگر را به آنها داد و با هدايت بر آنها منّت نهاد.
«فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى- هدايتشان كرديم. و آنها كورى را از هدايت بيشتر دوست مىداشتند.» خدا صالح را نزدشان فرستاد و آنان بدو ايمان آوردند، اما پس از آن از راه هدايت منحرف شدند. آرى، راه روشن در برابر آنها بود، و حقيقت همچون خورشيد نيمروز در آسمان مىتافت، ولى آنان ديدگان خود را فرو بستند، و گفتند: ما نمىبينيم. پس سرنوشت كفر پس از ايمانشان چه بود؟
«فَأَخَذَتْهُمْ صاعِقَةُ الْعَذابِ الْهُونِ- پس صاعقه عذاب خوار كننده آنها را فرا گرفت.» صاعقه عذاب سرشار از خوارى و اهانت بر آنان فرود آمد- چنان كه بر قوم عاد نيز فرود آمده بود- و سبب آن روشن است
«بِما كانُوا يَكْسِبُونَ- به خاطر اعمالى كه مىكردند.»/ ١٩٧ نه به سبب كاستى در آمرزش خدا، زيرا آمرزش خدا از گناهان آنها بسى بزرگتر است، و نه به سبب تنگنايى در رحمت او، زيرا رحمت او همه چيز را فرا گرفته، بلكه براى آن كه با بديهايى كه مرتكب مىشدند خود را از پروردگار رئوف مهربان دور كردند.
از اين آيه در مىيابيم كه كفر قوم ثمود با كفر قوم عاد تفاوت داشته، قوم عاد مستقيما نسبت به همه چيز كفر ورزيدند، امّا قوم ثمود به رسول و رسالت ايمان