تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٧ - شرح آيات
توانايى مطلق را بر هر چيز مىدانستند، مىفهميدند كه فرمان او ميان دو حرف كاف و نون از كلمه «كن باش» قرار دارد (يعنى هنوز كلمه «كن» تمام نشده اراده او تحقق مىيابد) و در لحظه اراده ميليونها كهكشان را از نيستى به هستى مىآورد.
گويم: اگر چيزى از اين حقيقت را مىدانستند بيگمان خود را بيخرد مىشمردند و نمىپنداشتند كه او را مراتب وجودى گوناگون است كه از آن مراتب فرود مىآيد تا آنجا كه بخشى از او در آفريدگانش قرار گيرد. خداى سبحانه و تعالى از آنچه اينان گويند بسى فراتر و والاتر است.
اگر مىدانستند كه وظايف مهمّ فرشتگان وظايف مهمّ دشوارى است كه مناسبتى با زنان نرم و نازك ندارد (چنين سخنانى نمىگفتند) زيرا از جمله وظايف فرشتگان بركندن شهرهاى لوط از بيخ و بن و سپس واژگون كردن و ويران كردن آنهاست و نيز از وظايف آنان است كه بزرگترين و دقيقترين حقايق را بيان مىكنند و با مبطلان به جنگ پردازند، پس چگونه چنين امورى در خور كسانى است كه در آرايش پرورش مىيابند و در جنگ و جدال آشكار نمىشوند؟! اگر اين مراتب را مىدانستند نمىانگاشتند كه خدا دختران را بر پسران برگزيده است.
اگر ميزان نزديكى فرشتگان را به خدا مىدانستند، و از مقدار ارج آنها در پيشگاه او آگاه بودند و مىدانستند كه آنها در سخن بر او پيشى نمىگيرند و هر چه مىكنند به فرمان اوست، با فرشتگان دشمنى نمىورزيدند، و آنان را نمونه ناپسندى نمىانگاشتند كه خود هنگامى كه مىگويند آنان مادينهاند آنان را از خود طرد و نفى مىكنند.
هرگز، فرشتگان بندگان خداى رحمانى هستند كه رحمتش همه چيز را فرا گرفته، و ما دام كه بندگان هستند/ ٤٥٢ فراتر از آنند كه نسبت مادينگى (كه در نظر اينان مرتبهاى پستتر است) به آنان داده شود و فروتر از آنند كه تصوّر شود جزئى از الوهيّت و خدايى در وجود آنهاست.
از آنجا كه فرشتگان بندگان خداى رحماناند روا نيست كه خدا آنها را به