تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٨ - شرح آيات
[٧] مسئوليّت پيامبر و هر اصلاح كنندهاى در تبليغ رسالت خود تنها اين است كه نداى وحى را به گروهى هر چه بيشتر از مردم كه ممكن باشد برساند.
«وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا- و نيز اين قرآن را به زبان عربى به تو وحى كرديم.» اين از مهربانى و رأفت خداست كه براى مردم با وحى بيم دهندهاى برمىانگيزد كه آنان را به حق رهنمايى كند.
اندكى بر سر لفظ «عربى» درنگ كنيم تا از خود بپرسيم: چرا قرآن در بسيارى جايها بر عربى بودن خود تأكيد مىكند؟
پاسخ اين است، اولا: خدا بر عربى بودن قرآن از آن رو تأكيد مىكند تا بر كسانى كه هنگامى كه پيامبر نزدشان آمد و قرآن را بر آنها فرو خواند بدان كفر ورزيدند، اقامه حجّت كند، و اين حجّت آورى با بيان اين نكته است كه كفر آنها به سبب ابهام و پيچيدگى وحى نبوده است، چه وحى به همان زبان ايشان بوده است. و تعبير «عربى» تنها دلالت بر زبان قرآن نمىكند بلكه مفيد معنى وضوح و روشنى آن نيز هست، چنان كه كلمه «اعجمى» در بلاغت دلالت بر پيچيدگى و ابهام دارد.
دوم: از آنجا كه يگانه زبانى كه پيش از ديگر زبانها براى معانى قرآن گنجايى دارد همانا زبان عربى است، با ژرفى و نرمى خود، و از اينجا واجب است بدانيم كه راه بهتر/ ٢٨٦ براى رسيدن به معانى قرآن براى غير عرب زبان، ترجمه قرآن نيست زيرا ترجمه معنى را در تنگنا مىنهد (و بدانها لطمه مىزند)، بلكه راه بهتر آموختن زبان عربى از جانب آنهاست.
«لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها- تا امّ القرى (مكّه) و ساكنان اطرافش را بيم دهى.» همانا خدا پايتختهاى سرزمينها را به عنوان جايى براى رساندن و تبليغ رسالت برمىگزيند، زيرا از لحاظ تبليغاتى و اعلامى تأثيرى بيشتر و فراگيرتر دارند، چه براى ديگر مردم مركز محسوب مىشوند، و هر رويداد يا نوپديدى كه در آن رخ