تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٦ - شرح آيات
كه خدا به آنها داده و توفيق تسبيح گويى نيز خود در شمار آنهاست كامل مىشود.
شايد اين يكى از معانى «بحمده به ستايش او» باشد زيرا شناخت خداوند جز به ذات خود او نباشد، و كمال شناخت او منزّه دانستن او از شريك و مانند است، و اين معنى تسبيحى است كه بنده جز از طريق ستايش خدا بدان نمىرسد، يعنى بدانچه از نعمتها و توفيق پروردگار كه ستايش را واجب مىسازد، و اين تركيب «بحمده به ستايش او» معنى مقارنه نيز مىدهد. زيرا پروردگار متعال ما چنان است كه در اين دعا آمده است
«اى آن كه در شرف خود قدرتمندى، اى آن كه در قدرتمندى خود عظيمى. اى آن كه در عظمت خود بزرگوارى، اى آن كه در بزرگوارى خود ستودهاى». [٦] پس او در عين بلندى مقام و قدس و بزرگوارى و توانگرى خود ستوده است و تمامى حمد و ستودگيها بدو اختصاص دارد زيرا ذات متعال او آفريدگان را به حال خود رها نمىكند بلكه با نعمتهاى بيشمار و روزيهاى فراوان خود به آنها رسيدگى مىكند./ ٢٨٤ پس حمد و ستايش بدو اختصاص دارد هم چنان كه مجد و بزرگوارى تنها از آن اوست.
«يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ- به ستايش پروردگارشان تسبيح مىگويند.» اين رابطه آنهاست با خدا، اما رابطه آنها با كسانى كه در زميناند همان آمرزش خواهى براى آنان نزد پروردگار است چه فرشتگان مىبينند كه ساكنان زمين به سبب نافرمانى و گناهانى كه مرتكب مىشوند خداوند را چنان كه حق قدر و مرتبه اوست بر نمىسنجند و به درك مقام او قدرت ندارند.
«وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ- و براى ساكنان زمين آمرزش مىطلبند.» با ايمانى كه به وسعت دامنه رحمت و مهربانى خدا دارند.
[٦] - مفاتيح الجنان، دعاى جوشن كبير، ص ٩١.