تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٤ - شرح آيات
هيبت است، بلكه/ ٢٨٢ دارنده و مالك اصلى ملك و عظمت و ... و ... را به ياد آوريم كه همان خداى عزّ و جلّ است كه او را پس از نيستى آفريده و بدو هستى بخشيده است، و بيش از پيش به خداوند تسليم شويم و سر بسپاريم، و به تعبير ديگر ناگزيريم در ارزيابى خود نسبت به زندگى از مبدء ايمان به خدا حركت كنيم زيرا آنچه در زندگى وجود دارد آفريده ذات سبحان اوست و اگر شامل قدرى از زيبايى و نيكويى است، پرتوى كوچك از نامهاى زيباى اوست.
[٥] «تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَ- نزديك است كه آسمانها بر فراز يكديگر درهم شكنند.» شايد بشر تصوّر كند كه نيرومندترين و بزرگترين چيز در جهان هستى همان آسمانهايند با توجّه به بلندى آنها و كوتاهى دانش خود، تا آنجا كه كيهان شناسان هر چه خود را در اختراع انواع مناظر داراى نيرويى شگفت به رنج افكندند تعدادى بيشتر از ستارگان و كهكشانها را كشف كردند به نحوى كه برخى از آنان به دنبال نظريه قايل به گسترش مستمرّ هستى رفتند. قرآن در اينجا ما را به اين امر رهنمون مىشود كه اين آسمان كه در نظر ما بزرگترين چيز است، نزديك است از بيم خدا از هم بشكافد.
و با آن كه كلمه سماوات جمع مؤنث براى غير عاقل است و صيغه مناسب آن كلمه «تتفطّر» است مىبينيم كه اين آيه از آن به صيغهاى تعبير مىكند كه براى صاحبان عقل به كار مىرود: «يتفطّرن» و اين از آن رو است كه آسمان در مقام بندگى خود و سرسپردگى به خدا شأنش شأن ديگر عاقلان است، پس آسمان نيز از خدا مىانديشد و بيم دارد.
چرا آسمانها وقتى پروردگار بر آنها تجلّى مىكند يا وحى خدا آنها را مىگشايد از هم نشكافند در حالى كه آسمان از قيامت انديشناك است و منتظر است كه امر خدا آن را همچون كتابى بر هم نهد و طومارش را در نوردد، و همواره بانگ فرشتگان خدا بر جرمهاى شناور در آن بلند است كه به اندازه سرمويى از فرمان پروردگار خود غفلت نكنند.