تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠٥ - شرح آيات
موجوديّت طاغوتى بسر مىبرند، محيطى كه در معرض عمليات پياپى شستشوى مغزى قرار دارند و مصالح و خواستها و خلاصه وسايل زندگانى آنها به گردونه آن نظام وابسته است، و در همان حال ايمان خود را پنهان مىدارند و چيزى نمانده كه سينههايشان از فرط رازهايى كه با خود و در خود دارند، از هم بشكافد. چه چيز آنان را از اين وضع نجات مىدهد، و كدام اندوخته و مادّه انرژى بخش ايمانى به آنها توان و نيروى ادامه ايستادگى مىدهد؟ بويژه هنگامى كه ارتباطى با رهبرى ندارند و در اجتماعى ايمانى گرد نمىآيند و همكارى نمىكنند و جلساتى براى آماده سازى روحى تشكيل نمىدهند و برنامههايى اجتماعى و مصالحى مشترك با ديگر مؤمنان ندارند.
خداوند براى اين گروه و آن گروه، براى تمام آنان باب دعا را گشوده است كه از آن در دلهايشان مستقيما به نور پروردگار خود مىپيوند و از سرچشمه توحيد ناب زلالى مىنوشند كه اميد و اعتماد و پايدارى به آنان مىبخشد. و پروردگار ما گويد
«وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ- و پروردگارتان گفت: بخوانيد مرا تا شما را پاسخ گويم.» اين دعا (و خدا را خواندن) چيست؟ مفسّران گفتهاند دعا درخواست حاجت از خداست. تنها ابن عباس تفسيرى ديگر كرده و گفته است: دعا يكتاشناسى (و توحيد) خداست. به نظرم مىرسد كه ابن عبّاس اشارهاى پنهان از اين آيه برگرفته، آنجا كه گوشش متوجّه ضمير «ى» در كلمه «ادعونى بخوانيد مرا» شده و دريافته است كه معنايش اين است كه هيچ كس جز مرا مخوانيد، و حقّا انسان يا بايد پروردگار خود را به دعا بخواند يا نظاير و امثال را بخواند ... و خداوند به ما مىفرمايد كه او را بدون نظاير و امثال (و شريك) بخوانيم. و به خواست خدا بزودى خواهيم ديد كه دعا چگونه والاترين درجات توحيد و يكتاشناسى است.
وقتى پروردگار ما وعده پذيرفتن دعا را مىدهد، شرط ضمنى آن اين است كه دعا خالصانه و فقط براى خدا و به درگاه او باشد، چنان كه خداى سبحان