تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٧ - شرح آيات
سنگخواره- با سينه خود در زمين مىكند، و آن مشركان «يظنّون به تصوّر درمىآورند» يعنى به يقين مىدانند كه نمىتوانند حتى بدان مقدار هم از مسئوليتهاى خود بگريزند، و شايد «ظنّ» به معنى تصوّر باشد، كه در اينجا به معنى تجسّد و شكل گرفتن حقيقت در برابر ديدگان آنها آمده است.
[٤٩] در ژرفناهاى روان و نفس بشر نشانههايى است درخشان كه او را به پروردگار خود رهنمون مىشود، و اگر انسان در وجود خود به تدبير بنگرد كه چگونه حالتهايى گوناگون از آزمندى بى حد و اندازه و نوميدى وصف ناشدنى بر او عارض مىشود، بيگمان نيازمندى خود را به آفريدگار درمىيابد و مىداند كه خود سخت غرقه در ناتوانى و نيازمندى و بيچارگى است.
براستى كه وقتى بشر بر سر رداى كبريايى به پروردگار خود به منازعه مىپردازد از فيض نور خدا محروم و پوشيده مىماند، زيرا اندازه و مقدار نفس خود را نمىداند و از دامنه ناتوانى و ضعف و شدت نيازمندى و احتياج آن آگاه نيست. امّا هنگامى كه حالتهاى گوناگون خود را به تصوّر درآورد، خويشتن را مىشناسد، و از آنجا پروردگارش را مىشناسد.
پروردگار ما نشانه خود را در وجود و نفسهاى ما به ما نشان مىدهد و مىگويد
«لا يَسْأَمُ الْإِنْسانُ مِنْ دُعاءِ الْخَيْرِ- آدمى هر چه طلب خير كند خسته و ملول نمىشود.» آدمى به خير، از توانگرى و تندرستى و داشتن فرزند سخت احساس نيازى ژرف مىكند، خواه از پروردگارش بخواهد يا از آن شريكان (پندارى) بطلبد، به هر حال محتاج است، و محتاج نيازمند و خوار و ناتوان است، وانگهى او خود نه خدايست و نه نيمه خدا. او فقط و فقط بندهاى است تهيدست. پس به درگاه پروردگار بىنياز توبه مىكند و به سرشت خود در مىيابد كه براستى اوست كه وى را توانگرى مىبخشد، و نزديك شدن به او آرزوى حقيقى وى است، و براستى وى راه را گم كرده، و آزمندى وى نسبت به دنيا حسّ افزون طلبيش را سير نمىسازد و تشنگيش را