تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٩٩ - شرح آيات
و جنجال كردن) از «صديد» است كه همان بانگ كردن باشد. پس تفسير آن چنين مىشود: درباره اين شخصيّت با افكار منفى جار و جنجال برمىآورند تا به عيسى (ع) ايمان نياورند، و قرآن افكار گمراهان را در آياتى ديگر «لغو عوعو» [٥١] خوانده است، مانند اين گفته خداى سبحان: «وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ [٥٢] و كافران گفتند: به اين قرآن گوش مدهيد و سخن بيهوده (عوعو) بدان بياميزيد».
نصّهاى رسيده از اهل بيت- عليهم السّلام- اين آيه را بر امير المؤمنين- عليه السلام- منطبق كرده است، زيرا چنان كه در چندين حديث از پيامبر (ص) آمده است، براستى وى شبيه عيسى بن مريم (ع) است.
شكّى نيست كه على- عليه السلام- براى رهبرى ربّانى مثالى بود كه ارزشهاى وحى را نمودار مىساخت، همان سان كه پيامبر، عيسى بن مريم (ع) بود، هم چنان كه گروهى در مورد على- عليه السلام- غلوّ كردند تا آنجا كه درباره او همان سخنى را گفتند كه نصرانيان درباره عيسى بن مريم گفتند، و بر عكس گروهى چنان از شأن او كاستند كه وى را با معاويّه برابر انگاشتند، ولى صالحان ميانهروى كردند و در وصف حضرتش اندازه نگاه داشتند.
در حديث از اهل بيت- عليهم السّلام- از امام على (ع) آمده است كه گفت
«روزى نزد پيامبر (صلّى اللَّه عليه و آله) آمدم و او را در ميان مهتران قريش يافتم، پس به من نگريست و گفت: اى على! براستى كه مثل تو در ميان اين امّت به مثل عيسى بن مريم مىماند، گروهى بدو عشق ورزيدند و در اين عشق ورزى چندان زياده رفتند كه هلاك شدند، و گروهى او را دشمن داشتند و چندان در اين دشمنى بدو تند رفتند كه هلاك شدند، و گروهى ميانه روى كردند و نجات يافتند.
[٥١] - معادل پارازيت انداختن در امواج راديويى، به اصطلاح امروز- م.
[٥٢] - فصّلت/ ٢٦.