تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٨ - شرح آيات
دخترى خود گيرد، در حالى كه رحمت او تمام آفريدگانش را (از نر و ماده و دختر و پسر) در بر گرفته است، و چگونه آفريدگان كه همه آفريده يك پروردگارند با يكديگر تفاوت ذاتى داشته باشند؟ آرى. آفريدگان از لحاظ آنچه خداوند بر حسب حكمت رساى خود به آنها بخشيده در ميان خود (نوعى) برترى (غير ذاتى) دارند.
اين آيه اساس نظريّه شيئيّت (ذاتى) آفريدگان را كه پايه شرك و پايه هر انحراف بشرى است در هم مىشكند، بدين سان كه نادانى مطلق آنها را بدين امر غيبى بيان مىكند و مىگويد كه آنها شاهد آفرينش فرشتگان نبودهاند، پس چگونه حكم مىكنند كه فرشتگان مادينهاند؟ و اساسا آيا رواست كه انسان از چيزى كه آگاهى و علم آن بدو داده نشده است سخن گويد؟! «ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ- آنها در اين باره هيچ آگاهى ندارند.» آنها خود را در چيزى به سختى مىاندازند كه از پيش بدان آگاهى نداشتند. آنها مىخواستند بدانند چگونه خداوند به آنها عقل و اراده داده است، و اين انسان محدود چگونه مىتواند خود، برگزيند و از عوامل فشار عبور كند، و از همين رو در گمراهى ژرفى فرو افتادند.
«إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ- آنچه مىگويند جز از روى نادانى و تخمين و دروغ نمىگويند.» ديدهاى كه چگونه تخمين زننده وزن خرما را بر خرما بن تخمين مىزند؟ او به معلومات غير كافى خود تكيه مىكند، و به خيال خود از بركت و فراوانى چيزى بدان مىافزايد كه حقيقتى ندارد.
از اين تعبير چنين فهميده مىشود كه آنها بر انديشهاى درست نظريّهاى نادرست را بنا كردهاند، درست آن است كه انگيزهها و موجبات وجود دارد كه بر آدمى فشار وارد مىكند، و نادرست آن است كه اراده انسان را بكلّى نفى مىكند.
درست آن است كه اقتصاد (و شيوه معاش) بر دل انسان اثرى بزرگ دارد، و آدمى بنده دنياست،/ ٤٥٣ و مردم دين خود را چنان كه وضع معاششان اقتضا كند محدود مىكنند، ولى نادرست همان حتمى بودن عامل اقتصاد است كه چنان كه