تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥١ - شرح آيات
بدان متوسّل شدهاند، ولى اگر تودههاى مردم مقاومت كنند و با بيدارى و هشيارى و دور انديشى با پيش درآمدهاى اين فشارها مقاومت ورزند مىتوانند نقشهها و طرحهاى گردنكشان را با شكست روبرو سازند.
«وَ ما كَيْدُ الْكافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلالٍ- و حيله سازى كافران جز در طريق گمراهى نباشد.» و «كيد نيرنگ» همان نقشه حيلهگرانهاى است كه هدف طرّاح آن دست يافتن و تسلّط بر دشمن خويش است، و پروردگار ما كيد و حيله كافران و گردنكشان (همچون فرعون) را بدين گونه توصيف مىكند كه به نتيجه مطلوبى كه آنها انتظار داشتند نرسيده بلكه نتيجهاى بر خلاف مصالح آنها داده است، زيرا كارشان شبيه كسى است كه تير در تاريكى مىافكند و نمىداند كه شايد آن تير نزديكترين كسان او را بكشد.
دليل آن اين است كه خطّ استراتژيك كلّى كافران خطّى است منحرف، و هر چند بخواهند از لحاظ تاكتيكى براى خود برنامهريزى كنند، برنامههايشان به سبب انحراف افكارشان با شكست روبرو مىشود، چنان كه مثلا فرض كنيم شخصى مىخواهد به شهرى كه در شمال واقع است برود، ولى به سمت جنوب حركت كند، پس وى هر چند بكوشد كه حركتش دقيق و بررسى شده باشد، هرگز به هدف منظور خود نمىرسد، و فكر كافران خطا كار است زيرا آنها با نقطه محورى و اصلى در آفرينش كه همانا ايمان به خداى عزّ و جلّ است، كفر مىورزند.
[٢٦] جانب نخست از طرحهاى آنها اين است كه مردم را به وسيله و از خلال ترساندن و فشار از جنبش مكتبى جدا سازند، امّا جانب دوّم آن كه به هدف از بين بردن جنبش انقلابى در اجتماع صورت مىگيرد همان از بين بردن پيامبر موسى (ع) محور و رهبر جنبش است.
«وَ قالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسى- و فرعون گفت: بگذاريد موسى را بكشم.»/ ٥٥ از اين گفته فرعون كه گويد «ذرونى مرا بگذاريد» معلوم مىشود كه در