تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٦ - شرح آيات
كه در آفريدهها نهاده، توانايى او را نموده است، و به نيست شدنى كه آفريدگان را از آن ناچار ساخته، دليل آرد كه خود پاينده است». [٨] «وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ- و گرنه ما را توان آن نبود.» يعنى ما همسنگ اين كار نبوديم، و توان تسخير و رام كردن آن را نداشتيم، و در سطحى نبوديم كه آن را ضبط كنيم و زمامش را به دست آوريم، و اصل كلمه «مقرن» از مقارنه است به معنى مشابهت و همسانى در نيرو.
[١٤] «وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ- و ما به سوى پروردگارمان بازمىگرديم.»/ ٤٤١ پس اين نعمتى كه به ما داده هميشگى نيست، و ما درباره آن در روز قيامت مورد پرسش قرار مىگيريم، زيرا براستى خدا آن را براى هدفى مقدّس و والا به ما بخشيده است كه همان عمل كردن به روش او به مقتضاى فرمانهاى اوست.
در اين آيه نكتهاى ادبى وجود دارد كه همان گونه كه مسافر به خانه و خانواده خود برمىگردد انسان نيز به نزد پروردگارش باز مىگردد.
و درباره اين موضوع دستهاى از احاديث آمده است. از ابى بصير مروى است كه گفت: به ابى عبد اللَّه (ع) گفتم: آيا سپاسگزارى حدّى دارد كه چون بنده آن را انجام دهد عنوان سپاسگزار و شاكر بر او اطلاق مىشود؟ گفت: «آرى»، گفتم: آن (حد) كدام است؟ گفت: خدا را بر تمام نعمتهايى كه از خاندان و دارايى بدو نعمت داده شكر مىگزارد، و اگر به نعمتى از نوع دارايى كه بدو داده حقى تعلّق گيرد آن حق را مىپردازد، و از جمله نعمتهايى كه بخشيده اين گفته اوست، عزّ و جلّ: «سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ [٩] منزّه است آن كس كه اينها را رام ما كرد، و گرنه ما را توان آن نبود»، و از آن جمله است گفته ذات متعال او، «رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبارَكاً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ [١٠]
[٨] - نهج البلاغة، خطبه ١٨٥، ترجمه دكتر شهيدى، ص ١٩٧.
[٩] - همين سوره زخرف/ ١٣.
[١٠] - المؤمنون/ ٢٩.