تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٧ - شرح آيات
با واقعيّت امروزمان تفاوت بسيار مىداشت و حكمت پروردگار ما در آزمايش تحقّق نمىيافت، و آيا هيچ مجرمى پيدا مىشد كه با آگاهى از اين كه جزاى او فورى است مرتكب گناهى شود؟ و آيا هيچ بشرى در صورتى كه مىدانست پاداش كار نيك فورى است، در كوشيدن و شتافتن به سوى كارهاى نيك و گرامى داشته لحظهاى تأخير مىورزيد؟
در اين صورت، از صبر گريزى نيست تا مهلت معيّن شده بگذرد، و كتاب به پايان خود برسد، در آنجا جزا يك ساعت نيز به تأخير نمىافتد، و اگر كوششهاى تمام اهل زمين متمركز شود و به كار افتد/ ١٤١ كه حكومتى ستمگر را كه مهلتش رسيده تمديد كنند، هرگز نمىتوانند.
«فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌ- پس صبر كن، البتّه وعده خدا راست است.» به زودى ستمكاران به بدترين صورتى سرنگون خواهند شد و لعنت نفرين كنندگان آنها را فرا خواهد گرفت، و پروردگار رسالتهاى خود را پيروز خواهد كرد و مستضعفان را بر زمين چيره مىكند، اينها همه وعده خداست، و وعده خدا خلاف نمىشود، اما نياز به صبر دارد.
«فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنا يُرْجَعُونَ- يا بعضى از آن چيزها را كه به آنها وعده دادهايم به تو نشان مىدهيم يا تو را بميرانيم و آنها به نزد ما باز گردانيده شوند.» از آنجا كه پيامبر و هر كه از راه او پيروى مىكند در طلب پيروزى براى شخص خود نيست بلكه رسالتش را پيروز مىخواهد، نتيجه براى او يكسان است، خواه اصولش در زندگى او پيروز شود يا پس از وفات او.
براستى كه پيامبر و مؤمنان خويشتن را در طلب خشنودى خدا فروختهاند، و در جستجوى راضى كردن خود با انتقام گيرى از دشمنانشان نيستند، بلكه كار خود را به پروردگار خويش واگذاشتهاند، خواه ايشان را پيروزى دهد يا بميراند، در هر حال ايشان تكليف واجب خود را ادا كردهاند.
حقّا كه اين بالاترين درجات ايثار و از خود گذشتگى است كه خداوند