تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٨ - شرح آيات
پيداست كه گويد
«هنگامى كه وى- صلّى اللَّه عليه و آله- از شير گرفته شد خدا بزرگترين فرشته از فرشتگانش را شب و روز همنشين او فرمود تا راههاى بزرگوارى را پيمود، و خويهاى نيكوى جهان را فراهم نمود». [١٤٧] «وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا- ولى ما آن را نورى ساختيم تا هر يك از بندگانمان را كه بخواهيم بدان هدايت كنيم.» براستى كه آن نور از خدا، و براى هر كسى است كه خدا بخواهد او را هدايت كند، و از پيامبر و تنها مخصوص به او نيست.
/ ٤١٣ «وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ- و همانا تو به راه راست مىنمايى.» [٥٣] پس نورى كه خدا بدو وحى كرده به راه راست هدايت مىكند.
«صِراطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ- راه آن خدايى كه از آن اوست هر چه در آسمانها و زمين است. آگاه باشيد كه همه كارها به خدا باز مىگردد.» آيا راه خداى آفريدگار هستى و دارنده آن بهتر است، يا راه شيطانها و طاغوتهايى كه قوانين منحرف و مخالف با قوانين طبيعت و سنّتهاى هستى وضع مىكنند و خود گمراه شدهاند و ديگران را نيز گمراه مىكنند؟! و آيا آن كه همه كارها بدو باز مىگردد شايستهتر به فرمانبردارى و پيروى است يا آنان كه مالك هيچ چيز حتى امور خود نيستند؟
پيش از پايان اين مبحث حديثى را در فضيلت اين آيه مىآوريم كه جابر بن عبد اللَّه (عليه الرحمة) از امام صادق (ع) نقل كرده، گويد: شنيدم كه حضرتش گفت
«قرآنى به دريا افتاد، چون آن را يافتند هر چه در آن نوشته بودند شسته شده
[١٤٧] - نهج البلاغة، خطبة ١٩٢، ترجمه دكتر شهيدى، ص ٢٢٢.