تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٦ - مقاله مرحوم مصنف و انتقاد ايشان به گفتار مرحوم تسترى
قرار ندادهاند پس اين گفتار مرحوم تسترى با كلام اهل فنّ نيز سازش نداشته باين معنا كه مطابق با آن نقلى از ائمّه اصطلاح و صاحبان فنّ بما نرسيده است.
البتّه نبايد اين مطلب را ناديده گرفت كه « تحقّق قبول» در نظر شارع شرط حصول انتقال مبيع بمشترى بوده و بدون آن شارع انتقال را منفى مىداند ولى همانطوريكه اشاره شد تحقّق قبول از نظر شارع مقدّس چنين بوده نه بنظر ناقل يعنى بايع چه آنكه وى تكليفش تمليك عين در مقابل عوض است حال اگر اين تمليك عين در مقابل عوض است حال اگر اين تمليك را بخواهيم مؤثّر قرار دهيم بايد بشرع مراجعه كنيم و پس از مراجعه ملاحظه مىكنيم كه شارع مىفرمايد زمانى اين تمليك مؤثّر است كه مشترى قبول نمايد و بعبارت ديگر:
زمانى ايجاب را مىتوان ايجاب مؤثّر دانست كه بدنبالش قبول در خارج تحقّق يابد چه آنكه تأثير هيچگاه از تحقّق اثر منفكّ و جدا نيست در نتيجه بايد بگوئيم:
بيع و نقل و تمليك و الفاظ ديگرى كه از نظر معنا با اين عبارات مساوى هستند از قبيل ايجاب و وجوب هستند بطورى كه بصرف انشاء آنها منشاء در خارج تحقّق مىيابد همانطوريكه ايجاب با وجوب ملازم و غير منفكّ از هم مىباشند بخلاف كسر و انكسار كه چنين تلازم و تقارنى بينشان وجود ندارد.
قوله: فالظّاهر انّه ليس مقابلا للاوّل: ضمير در « انّه » به « بيع بمعناى ايجاب متعقّب للقبول» راجع بوده و مقصود از « اوّل » تعريف بيع به: انشاء تمليك عين بمال مىباشد.
قوله: انصرف اليه اللّفظ: يعنى لفظ بيع.
قوله: فى الايجاب المجرّد: يعنى مجرّد از تعقّب قبول.
قوله: الايجاب المقيّد: يعنى مقيّد به تعقّب قبول.
قوله: مستفاد من الخارج: مقصود از « خارج » قرينه است.
قوله: مع انّه لم يقل احد الخ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد و اين اشاره است به اشكال دوّم مرحوم مصنّف به مقاله مرحوم تسترى در ارتباط با معناى اوّلى كه ايشان فرمودهاند.
قوله: بانّ تعقّب القبول له دخل فى معناها: ضمير در « معناها » به الفاظ مذكور