تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠ - ذكر معانى ديگر براى بيع و تضعيف آنها
تعاريف و تفاسيرى كه براى بيع ذكر نموده و اشكالاتيكه در ذيل آنها متعرّض شديم كلّا در اطراف بيعى بود كه در صيغه « بعت » و مشتقّاتش اخذ گرديده ولى از برخى مقاربين عصر ما اينطور ظاهر مىشود كه « بيع » در معانى ديگرى غير از آنچه ذكر شد استعمال مىگردد.
معانى ديگر براى بيع
اينمعانى عبارتند از:
١- تمليك مذكور ولى بشرطيكه بدنبالش تملّك مشترى تحقّق يابد و بهمين معنا كلام برخى از مشايخ ما ناظر است چه آنكه وى قيد « تعقّب بالقبول» را در تعريف بيع مصطلح اخذ نموده است.
و شايد بتوان گفت منشاء اينكلام آنستكه از لفظ « بيع » تمليكى به ذهن تبادر مىكند كه مقرون با قبول باشد بلكه اساسا از تمليكى كه مجرّد از قبول باشد بيع صحّت سلب دارد فلذا نمىتوان گفت « باع فلان ماله» مگر بعد از آنكه ديگرى آن مال را خريده باشد و همچنين وقتى قائلى مىگويد: بعت مالى (مالم را فروختم) از كلامش اين معنا استفاده مىشود كه ديگرى مال وى را خريده نه آنكه فقط بيع را ايجاب و انشاء نموده.
٢- بيع عبارتست از اثرى كه از ايجاب و قبول يعنى انتقال حاصل مىشود چنانچه اينمعنا از مبسوط و غير آن ظاهر مىشود.
٣- بيع عبارتست از نفس عقد كه از ايجاب و قبول مركّب است و بهمين معنا نظر دارد كلام هركسيكه بيع را به عقد تعريف و تفسير نموده است.
سپس قائل (مقارب با عصر ما) فرموده:
بلكه ظاهرا علماء بر اراده اينمعنا از بيع اتّفاق داشته و در عناوين ابواب معاملات حتّى اجاره و شبه آنكه در اصل اسم براى يكى از دو طرف عقد نمىباشند همين معنا را ملاحظه كردهاند.