تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢٧ - امر چهارم تصوير معاطات بانحاء متصوره و حكم آنها
از نظر لغت با آن تناسب دارد چه آنكه معاطات باين نحو در معناى تسالم و سازش بر امرى است كه در واقع همان صلح مىباشد.
البتّه اين گفتار در صورتى است كه در تحقّق صلح لفظ « صلح » شرط نباشد چنانچه از برخى اخبار كه بر صحّت آن دلالت دارند استفاده مىشود.
در بعضى از اين اخبار آمده است كه اگر احد المتصالحين بديگرى بگويد:
لك ما عندك و لى ما عندى.
( آنچه نزد تو است مال تو و آنچه نزد من است مال من).
اين صلح صحيح است با اينكه از لفظ « صلح » در آن استفاده نشده.
و نظير آن اخبارى است كه در باب مصالحه زن و شوهر وارد شدهاند.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
و اگر معاطات مذكور را معامله مستقلهاى بدانيم در تصحيح و تجويز آن همينقدر كافى است كه مىتوان به عموم «النّاسمسلّطون على اموالهم» و نيز «المؤمنونعند شروطهم» تمسّك نمود.
پس از آن مىفرمايند:
و بفرض صحّت چنين معاطاتى در آن سه احتمال است:
و وجه لزوم از ظرف مباح له اينست كه وى مال خودش را از ملك خويش خارج نموده و بدين ترتيب سلطنتش از آن قطع گرديده و دليلى بر جواز اعاده سلطنت از دست رفته وجود ندارد و امّا وجه جواز از جانب مبيح اينست كه مال وى بر ملكش باقى است و هنوز سلطنت وى محفوظ مىباشد چه آنكه بحسب فرض مبيح مال را بملك مباح له درنياورده لذا هرلحظه كه بخواهد مىتواند رجوع كرده و مالش را از مباح له مطالبه كند.
ج: از هردو طرف جايز است چه مبيح و چه مباح له.
از اين سه احتمال، احتمال اوّل اقوى و پس از آن احتمال وسطى يعنى دوّمى