تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١٠ - امر چهارم تصوير معاطات بانحاء متصوره و حكم آنها
و براى توقّف داشتن شرعى همين مثال يعنى: اعتق عبدك عنّى را ذكر كردهاند.
و همانطورى كه گفتيم در مورد بحث منظور و مقصود متعاطيين طبق فرض مذكور صرفا اباحه بوده و اصلا توجّهى به تمليك ندارند فلذا توجيه مذكور در آن جارى نمىباشد.
شرح مطلوب
قوله: يصحّ ذلك باحد الوجهين: مشار اليه « ذلك » اباحه جميع تصرّفات حتّى تصرّفات موقوف بر ملك مىباشد.
قوله: انشاء توكيل له: ضمير در « له » به مباح له راجع است.
قوله: فى بيع ماله له: ضمير در « ماله » به مبيح و در « له » به مباح له عود مىكند.
قوله: ثمّ نقل الثّمن الى نفسه: ضمير در « نفسه » به مباح له راجع است.
قوله: اوّلا الى نفسه: ضمير در « نفسه » به مباح له عود مىكند.
قوله: ثمّ بيعه: ضمير در « بيعه » به مباح له عود مىكند.
قوله: او تمليكا له بنفس الخ: كلمه « تمليكا » معطوف است به انشاء توكيل.
قوله: فيكون انشاء تمليك له: ضمير در « يكون » به اباحه راجع است و ضمير در « له » به مباح له عود مىكند.
قوله: بمنزلة قبوله: ضمير در « قبوله » به تمليك راجع است.
قوله: و اعتاق المولى عنه: ضمير در « عنه » به الرّجل راجع است.
قوله: و يقدّر وقوعه: ضمير در « وقوعه » به نقل و انتقال راجع است.
قوله: فيكون هذا: مشار اليه « هذا » استدعاء و جواب مىباشد.
قوله: مقصود للمتكلّم و المخاطب: كلمه « مقصود » صفت است براى تمليك ضمنى.
قوله: كما كان مقصودا: ضمير در « كان » به تمليك ضمنى راجع است.
قوله: و اسئل القرية: آيه (٨٢) از سوره يوسف.