تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٢ - امر چهارم تصوير معاطات بانحاء متصوره و حكم آنها
اصل معاطات كه عبارتست از اعطاء هريك از متعاطيين بديگرى مال خود را بملاحظه قصد متعاطيين بانحاء و وجوهى تصوير مىشود.
وجه اوّل
وجه اوّل آنستكه هركدام قصدشان تمليك مالش در مقابل مال ديگرى باشد لذا طرف ديگر در اخذش قابل محسوب شده و در مقابل آنچه به رفيقش دفع مىنمايد متملّك محسوب مىشود پس مىتوان گفت كه وى در دفع عوض انشاء تمليك نكرده بلكه در مقابل تملّكى كه نموده آنچه را كه بر خود ملتزم شده دفع كرده است در نتيجه ايجاب و قبول با دفع عين اوّلى و قبضش تحقّق مىيابند يعنى با دفع آن ايجاب و با قبضش قبول حاصل مىشود و بدينترتيب دفع عين دوّم از حقيقت معاطات خارج است.
و از متفرّعات بر اين مطلب آنكه آخذ اگر پيش از دفع مال خود به معطى فوت نمود اين مرگ پس از تمام شدن معاطات و حصول آن صورت گرفته است زيرا همانطورى كه گفتيم دفع وى هيچ دخالتى در تحقّق معاطات ندارد.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
و با همين وجه و تقرير قبلا تصحيح نموديم كه معاطات بر قبض هردو عوض موقوف نيست و اطلاق معاطات بر آن از اين حيث است كه حصول معامله با اعطاء صورت گرفته نه با قول و لفظ پس معلوم شد كه اطلاق لفظ « معاطات » بر معامله مزبور از اينجهت نيست كه تقوّمش به اعطاء طرفين باشد بطورى كه اگر يكى از دو اعطاء حاصل نشود معاطات در خارج صورت نگيرد.
و بايد توجّه داشت كه معاطات در اين اطلاق و بيانى كه شد منحصر بفرد نبوده بلكه مماثل و مانند نيز دارد از جمله:
مصالحه و مساقات و مزارعه و مؤاجره و غير اينها نيز همينطور بوده و تحقّق مفاهيم آنها موقوف بر حصول صلح و سقى و زراعت و اجاره از طرفين نمىباشد.
و بهمين اطلاق لفظ معاطات را در رهن و قرض و هبه استعمال كرده و مىگويند: