تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧ - تحقيق در اطراف تعريف بيع
بيع عبارتست از نقل عين بواسط صيغه « بعت » .
اين تعريف دورى است زيرا مقصود و مراد معرفت و علم پيدا كردن به معناى مادّه « بعت » مىباشد پس صحيح نيست آنرا بعنوان معرّف بياوريم.
و اگر منظور از صيغه لفظى است كه شامل « ملكت » نيز بوده يعنى مراد اعمّ از ملكت و نقلت مىباشد بايد بگوئيم پس در انشاء بيع بايد بر مجرّد لفظ « تمليك » و « نقل » اكتفاء شود و نتوان آنرا با الفاظ ديگر همچون « بعت » يا « جعلت لك» و امثال آن انشاء نمود در حاليكه اينطور نيست.
بنابراين اولى و سزاوار اينستكه در تعريف آن بگوئيم:
بيع عبارتست از انشاء تمليك عين بواسطه مال.
و پرواضح است بر اين تعريف هيچيك از اشكالات سابق الذّكر وارد نمىشود.
بلى، ايراد و اشكالاتى نيز بر اين تعريف باقى مىماند كه ذيلا ذكر مىكنيم:
شرح مطلوب
قوله: بعوض مقدّر: يعنى بعوض معيّن.
قوله: و حيث انّ فى هذا التّعريف مسامحة واضحة: وجه مسامحه در اين تعريف آنستكه انتقال يعنى نتيجه و اثر بيع را معرّف و مساوى با آن قرار دادهاند.
قوله: و الّا لم يعقل انشائه باللّفظ: كلمه « و الّا» يعنى و اگر از مقوله لفظ باشد انشائش با لفظ معقول نيست زيرا لفظ را با لفظ نمىتوان ايجاد و انشاء نمود.
قوله: ليس مرادفا للبيع: زيرا نقل اعمّ از بيع است.
قوله: و جعله من الكنايات: ضمير منصوبى در « جعله » به لفظ نقلت راجع است.
قوله: و انّ المعطاة عنده بيع: ضمير در « عنده » به مرحوم علّامه راجع است.
قوله: و لا يندفع هذا: مشار اليه « هذا » اشكال دوّم مىباشد.
قوله: فجعله مدلول الصّيغة: ضمير منصوبى در « فجعله » به نقل به صيغه راجع است.
قوله: لا انّه مأخوذ فى مفهومه: ضمير در « انّه » به نقل به صيغه راجع بوده و در